آنان را که خدایان دوست می دارند، در جوانی می میرند؛
خوشبخت کسی است
که چون نمایش بزرگ
آفتاب و ستارگان، اقیانوس ها و رعد و برق را دید شتاب کند
و تا سینه اش آماج تیرهای بلا نگشته به خانه و ابدیت باز گردد.
ای پارمنو، زندگی چه کوتاه باشد و چه دراز
تو روزی خوش تر از آن چه هست نخواهی دید.
پس این اقامت چند روزه ی خود را چنین پندار
که گویی به نمایش یا مهمانی آمده ای، زیرا هر چه زمان به سرعت بیشتر سپری شود،
زودتر به بستر و استراحت خود باز خواهی شتافت، لیکن آن که دیر پاید،
بار زندگی دراز بر دوش، خسته و مانده در راه
از پای در خواهد ماند
و دشمنان که زاییده ی آشفتگی تلخ روزگارند به او ستم خواهند کرد.
این است سرنوشت شوم کسی که مرگ دیر به سراغش رود.
مناندروس (Menander)؛ نمایش نویس یونانی، 291-343 قبل از میلاد
برگرفته از تاریخ تمدن ویل دورانت
کتاب پنجم از جلد دوم، برگردان پارسی هوشنگ پیر نظر، ص 679



























