۱۳۹۱ اسفند ۳۰, چهارشنبه

در این نوروز کیان، دلت خرم به جهان *

نوروز آمد
پیروز آمد
بهاران پیدا شد
ز غوغای بلبل 
ز هر سو می آید 
صدای پای گل

در این نوروز کیان
دلت خرم به جهان
لبت پر خنده باشد
گل خوشبختی بچین
الهی سال نوین
به تو فرخنده باشد

بیژن سمندر

مهر گردون فرا رسیدن نوروز یک هزار و سیصد و نود و دوی خورشیدی و بهار تازه از راه رسیده را به تمام ایرانیان شادباش می گوید. آرزوی روزهایی خوش و سرشار از کامیابی و تندرستی را برای مردم سرزمین خود در سال تازه دارد. نوروزتان فرخنده.

* این ترانه ی زیبا، از اجراهای بهاریه ی بانو هایده با اجرای بی مانند انوشیروان روحانی بوده است. این هدیه ی نوروز ی را می توانید بر روی یو توب در لینک زیر ببینید و بشنوید.

۱۳۹۱ اسفند ۲۹, سه‌شنبه

سال نو کوزه ی نو، سال نو کوزه ی نو *


















سال نو کوزه ی نو، سال نو کوزه ی نو
مش تقی تنگ غروب اول شام، زده چمبک لب بام
کوزه ی کهنه و توش پول سیاه، سر بام چشم به راه
منتظر تا که بیان بر و بچه ها، دم بدن با یک صدا
سال نو کوزه ی نو، سال نو کوزه ی نو
با با جون هر چیز نو اومد داره
کوزه ی نو سال نو اومد داره
بشنوین و همه چیزو نو کنین
همه ی اساسو یکهو نو کنین
کفش نو جوراب نو لباس نو
پیرهن و شلوار و هم اساس نو
کوزه رو بزن زمین بشه ولو
سال نو کوزه ی نو، سال نو کوزه ی نو

به یمن باد نوروز ی گل و گلزار هم نو شد
درختان رخت نو بر تن، لباس یار هم نو شد

د بشکنش، - نمی شکنم
بزن زمین، - نمی زنم
بزن داداش، - نمی زنم
دو دل نباش، - نمی زنم
از اون بالا هلش بده
کنار جو قلش بده، بزن داداش
آفرین چه خوب شکستی
زود پی کارت برو
سال نو کوزه ی نو
سال نو...

زنده یاد ابوالقاسم حالت

* برگرفته از ترانه ی عامیانه ی زیبایی از آلبوم ترانه های نوروزی تهران قدیم-2 «چهارشنبه سوری»؛ اثری جاودانه با آهنگ سه گاه و آواز بیات تهران در مخالف از زنده یاد اسماعیل مهرتاش با صدای بسیار دلنشین محمد منتشری، منتشر شده در 1388
پست وابسته 1پست وابسته 2    

۱۳۹۱ اسفند ۲۸, دوشنبه

سر اومد زمستون *


































سر اومد زمستون
شکفته بهارون
گل سرخ خورشید باز اومد و شب شد گریزون
گل سرخ خورشید باز اومد و شب شد گریزون
کوه ها لاله زارن
لاله ها بیدارن
تو کوه ها دارن گل گل گل آفتابو می کارن
تو کوه ها دارن گل گل گل آفتابو می کارن
توی کوهستون
دلش بیداره 
تفنگ و گل و گندم
داره می یاره
توی سینه اش جان جان جان
توی سینه اش جان جان جان
یه جنگل ستاره داره
جان جان
یه جنگل ستاره داره
سر اومد زمستون
شکفته بهارون
گل سرخ خورشید باز اومد و شب شد گریزون
گل سرخ خورشید باز اومد و شب شد گریزون
لبش خنده ی نور
دلش شعله ی شور
صداش چشمه و 
یادش آهوی جنگل دور
توی کوهستون
دلش بیداره
تفنگ و گل و گندم
داره می یاره
توی سینه اش جان جان جان
توی سینه اش جان جان جان
یه جنگل ستاره داره
جان جان
یه جنگل ستاره داره

زنده یاد سعید سلطان پور

* مهر گردون یاد دکتر محمد مصدق و تلاش های ارزنده ی او را در ملی ساختن صنعت نفت ایران در بیست و نهم اسفند 1329  گرامی می دارد.
پست وابسته 

۱۳۹۱ اسفند ۲۲, سه‌شنبه

یادی از آن هزاران!

روزهای آخر اسفند رسیده. هر چند هوای این روزها بوی اسفندهای سپری شده را با خود همراه نداره و در دل ها خبر چندانی از خوشی نمی توان یافت، اما همین چند روز پیش با یکی از قدیمی ترها زمانی برای گفتی و شنیدی به دست آوردم. برایم از چله ی بزرگ و کوچیک گفت و علت نام گذاری و معنی هر کدام. یاد حرف های مادر بزرگ جان و دوست داشتنی سفر کرده افتادم که همیشه آخرای اسفند که هوا ناگهانی سرد می شد و -باز هم به گویش مامان بزرگی- پاری وقتا از چله ی زمستون سرما گزنده تر بود، می گفت: این "سرما پیر زنه". مادر بزرگ می گفت چهل روز اول زمستون رو ایرانی ها "چله ی بزرگ" می نامیدند که اوج سرما و برف و بوران بود، بیست روز بعدیش "چله ی کوچیک" که خبر از شنیدن بوی بهبود ز اوضاع جهان می داد و رفتن به سمت بهار تازه. چهار روز آخر چله ی بزرگ و چهار روز اول چله ی کوچیک را هم می گفتند "چهار چهار" که به یک جنگ و گریز بین سرمای سخت و سرمای نرم این دو چله اشاره داره. و اما اسفند که می رسید ده روز اولش رو می گفتند "اهمن" و ده روز دوم "بهمن" و ده روز سوم و آخرش رو هم " سرما پیر زن" که تجربه ی من یکی که لا اقل این سرما پیر زن رو ثابت کرده. یعنی بعضی وقتا این ده روز آخر اسفند، تحمل سرما از زمستون سخت تر می شه. تازه من سرما رو بیشتر از گرما دوست دارم. شایدم چون انتظار سرما تو این روزا کمتر می شه، تحملش سخت تره. حالا البته تنها خواستم یادی کنم از بزرگترا و حرفای قشنگ و رسمای قشنگ ترشون که تو خاطره هامون مونده. یادشون به خیر و با آرزوی روزهای بهاری خوب و خوش.                       

۱۳۹۱ اسفند ۱۵, سه‌شنبه