آیا اقتصاد ایران درگیر فساد است؟ پاسخ بدون شک یک آری قاطع است. ساده ترین دلیل برای این پاسخ آری، درآمدهای افسانه ای نفت در این سرزمین است که خروارها خروار به دست آمده و می آید و هنوز بسیاری از زیر ساخت ها و خدمات عمومی ضروری به درستی و کارآمد در سطح اقتصاد ایران در دسترس نیست. مدارس غیر استاندار و ناکافی، بیمارستان ها و درمانگاه های غیر استاندارد وناکافی تنها دو نمونه آشکار و قابل فهم برای عموم مردم جامعه است.
در هفته های اخیر موجی از افشاگری ها راجع به حقوق های ماهیانه برخی از مدیران ارشد دولتی در بخش های مختلف در رسانه های ایران منتشر شده است. این که این اخبار تا چه اندازه درست است و تا چه اندازه محملی برای مقاصد سیاسی رقبای دولت مستقر فعلی چندان آشکار نیست و البته این هم از خصوصیات اقتصاد دولتی و رانتی ایران است که هیچ آمار و رقمی به درستی و به طور خالص در معرض افکار عمومی قرار داده نمی شود. اما آن چه مسلم است وجود چنین بی انضباطی ها، مفاسد، سوء مدیریت ها و انحرافات بودجه ای در اقتصاد ایران جزء لوازم کارکرد آن است و در هر دوره ای با زیر و بمی در حال تکرار و ادامه بوده است.
این که برخی از مقامات دولتی ایران در توجیه چنین پدیده ای هنوز بخواهند این پدیده را از آثار دولت قبلی بدانند یا این که بگویند اگر این حقوق و مزایا نباشد مدیران در سیستم دولتی ماندگار نمی شوند و یا این که این ها مربوط به بخش شبه دولتی بوده اند نه دولتی و پاسخ هایی از این دست تنها نوعی فرافکنی، توهین به شعور جمعی جامعه و کمک به بزرگ تر شدن فاصله ایجاد شده بین دولت و ملت در پس این حوادث دامنه دار و سابقه دار خواهد بود.
اقتصادی که با چیزی نزدیک به هشت میلیون بیکار رسمی دست و پنجه نرم می کند و جوان هایش در پی یافتن شغل به پیری می رسند، اقتصادی که کارگرانش ماه ها حقوق و مزایایی که در بسیاری موارد به زحمت به یک میلیون تومان می رسد را دریافت نکرده اند، اقتصادی که بخش تولید و صنعت آن یا تعطیل شده است و یا خوشبینانه با کمتر از 50 درصد ظرفیت خود کار می کند و ... یک طرف سکه است و گروهی یقه سفید که بدون هیچ معارض و در حاشیه ای امن با توجیه های نادرست به منابعی سرشار و غیر مشروع دسترسی دارند و از مواهب آن برخوردارند نیز روی دیگر سکه.
اقتصاد ایران به راه خود می رود و گویی سر باز ایستادن و اصلاح اساسی و ریشه ای امور آن وجود ندارد. دولت هشت ساله 92-84 ایران از همین ولنگاری مدیریتی و سرخوردگی مردمان به اریکه سیاسی ایران راه یافت. هر چند خود پس از استقرار بزرگترین فساد های تاریخ اقتصادی ایران را رقم زد، اما این ماجرا همچنان با درجاتی ادامه دارد و کاشکی مدیران فعلی عزمی برای اصلاح آن می داشتند: برکناری مدیران فاسد و برخورد قضایی قاطع. اما اگر همچنان فرافکنی و چشم بر واقعیات بستن را پیشه خود می سازند، بد نیست بدانند که آن ها در حال آسفالت جاده ای برای حرکت ماشین پوپولیسم نوین در ایران و در سال های آینده خواهند بود.



