۱۳۹۰ آبان ۱۸, چهارشنبه

پاکی آوردی ای امید سپید

برف نو، برف نو، سلام، سلام!
بنشین، خوش نشسته ای بر بام
پاکی آوردی -ای امید سپید!-
همه آلودگیست این ایام
راه شومیست، می زند مطرب
تلخ واریست، می چکد در جام
اشک واریست، می کشد لبخند
ننگ واریست، می تراشد نام
شنبه چون جمعه، پار چون پیرار
نقش هر رنگ می زند رسام
مرغ شادی به دامگاه آمد
به زمانی که برگسیخته دام!
ره به هموار جای دشت افتاد
ای دریغا که بر نیاید گام
تشنه آن جا به خاک مرگ نشست
کاتش از آب می کند پیغام!
کام ما حاصل آن زمان آمد
که طمع بر گرفته ایم از کام ...
خام سوزیم، الغرض، بدرود!
تو فرود آی، برف تازه سلام !

زنده یاد احمد شاملو

هیچ نظری موجود نیست: