۱۳۹۲ بهمن ۲۶, شنبه

برای مهندس میر حسین موسوی؛ مردی که راست می گفت















ایستادن دلیل می خواهد 
و اطمینان
و چشم بستن بر خود
و چشم گشودن؛
بر دنیای چشم بستگان بر غیر خود.

حرف هایت هنوز در شهر جاری است:
"دروغ ممنوع"
"ادب مرد به ز دولت اوست"
و حرف های ناگفته ات؛
که با ایستادن و دلیل و اطمینان گفته ای.

تاریخ کمتر با چنین مردانی ملاقات می کند:
از قدرت،
بر قدرت
از مردم،
با مردم 
از جامعه، 
برای جامعه.

امروز؛
پس از چهار سال از دروغ های بزرگ
پس از لگد کوبی ادب و راستی  
پس از آزادی ای سه ساله،
راستی گفته هایت
به جا بودن نگرانی هایت
و در خشت خام دیدن آن چه نمی خواستند در آینه ببینند،
برای همگان روشن است؛
حتی آن ها که هنوز هم خود را به ندیدن راضی کرده اند!
...
هزار روز دگر هم که سر کنی زندان؛
رهاتر از تو در این سرزمین نمی دانم!

۱۳۹۲ بهمن ۱۸, جمعه

ای مونس یوسف اندر این بند | اختر به سحر شمرده یاد آر*






















ای مرغ سحر! چو این شب تار
بگذاشت ز سر سیاهکاری
وز نفحه روح بخش اسحار
رفت از سر خفتگان خماری
بگشود گره ز زلف زرتار
محبوبه نیلگون عماری
یزدان به کمال شد پدیدار
واهریمن زشتخو حصاری

یاد آر ز شمع مرده! یاد آر

ای مونس یوسف اندر این بند!
تعبیر عیان چو شد تو را خواب
دل پر ز شعف لب از شکر خند
محسود عدو به کام اصحاب
رفتی بر یار و خویش و پیوند
آزاد تر از نسیم و مهتاب
زان کو همه شام با تو یک چند
در آرزوی وصال احباب

اختر به سحر شمرده یاد آر!

چون باغ شود دوباره خرم
ای بلبل مستمند مسکین
وز سنبل و سوری و سپرغم
آفاق نگارخانه چین
گل سرخ و به رخ عرق ز شبنم
تو داده ز کف زمام تمکین
زان نوگل پیشرس که در غم
نا داده به نار شوق تسکین

از سردی دی فسرده یاد آر!

ای همدم تیه پور عمران
بگذشت چو این سنین معدود
وان شاهد نغز بزم عرفان
بنمود چو وعد خویش مشهود
وز مذبح زر چو شد به کیوان
هر صبح شمیم عنبر و عود
زان کو به گناه قوم نادان
در حسرت روی عرض موعود

بر بادیه جان سپرده یاد آر!

چون گشت ز نو زمانه آباد
ای کودک دوره طلایی       
وز طاعت بندگان خود شاد
بگرفت ز سر خدا خدایی!
نه رسم ارم نه اسم شداد
گل بست زبان ژاژ خایی
زان کس که ز نوک تیغ جلاد
ماخوذ به جرم حق ستایی

تسنیم وصال خورده یاد آر!

زنده یاد علی اکبر دهخدا

* این چکامه زیبا و پر معنی را علی اکبر خان در سوگ جهانگیر خان صور اسرافیل سروده است.

۱۳۹۲ بهمن ۱۶, چهارشنبه

تخصص گرایی؛ زودگذر یا دائمی

مهر گردون در رویه نوین خود به دنبال گفتگوهای مجازی در شکل پاسخ به برخی گفته های مدیران و سیاست گذاران جامعه از دید خود برآمده است. در این نوبت و به دلیل سخنان رئیس جمهور روحانی در گردهمایی مدیران دانشگاه ها و مراکز آموزش عالی در سه شنبه پانزدهم بهمن چند نکته را بر می شمارد:
1. صحبت های حسن روحانی در این جمع، جدای از این که به نیت خوانی سخنران بپردازد و با یک رویکرد مثبت و خوشبینانه، دارای نکات بسیار راهگشا و مفیدی خواهد بود برای اصالت علم و دانش و تخصص در جامعه ایران در روزها، ماه ها و سال های آینده.
2. اهل علم و دانش در ایران، هر چند مانند سایر گروه های اجتماعی تمایل چندانی به ابراز نظر و اندیشه خود در جمع نداشته و از یکپارچگی و تشکیلاتی منسجم برای اثر گذاری در و بر موضوعات و پدیده های اجتماعی، سیاسی و اقتصادی جامعه برخوردار نبوده است، در سال های گذشته هر بار که به صورت گروهی یا فردی به نقد عمکردها و بیان دیدگاه های خود در مورد برخی از امور جاری حوزه های تخصصی جامعه پرداخته است با انواع سرکوب ها و توهین ها و انگ های نادرست روبرو شده است. نمونه های بسیاری در این زمینه وجود دارد که شخص رئیس جمهور روحانی نیز به خوبی از آن ها باخبر بوده اند: در زمینه مشی دیپلماتیک برخورد با پرونده اتمی ایران صاحب نظران بارها بر نادرست بودن و به خطا رفتن روند هشدارهایی داده بودند و البته راه حل هایی نیز ارائه می دادند. در زمینه مسأله حذف سوبسیدها و آزاد سازی قیمت ها که از جمله حوزه های تخصصی نویسنده نیز بوده است، بسیاری از مطالعات و کارهای تجربی بومی و درونی اقتصاد ایران، هر چند ضرورت این تغییر را به رسمیت شناخته بوده است، اما روش اجرا را بدترین و با بیشترین آثار مخرب و غیر قابل کنترل در سیستم اقتصادی ارزیابی نموده و اقتصاد دانان را بر آن داشت تا ضمن بیانیه های دستجمعی رسانه ای و فردی به دولت پیشین و مقامات عالی رتبه کشور هشدار دهند که این روش بنیان های اقتصاد ایران را با ویرانی و فروپاشی روبرو خواهد کرد، در حالی که روش ها و ابزارهای تعریف شده و در دسترسی برای بهتر اجرا شدن و به مقصود رسیدن در این زمینه در دسترس بوده است.
3. رئیس جمهور روحانی باید پیش از سخنرانی خود و خواست درست و عقلانی خود برای به تحرک واداشتن دانشگاهیان در حل مسائل اساسی و جاری کشور به این سوال پاسخ داده باشند که سرنوشت منتقدان دلسوز و متخصص فراوانی که در سالیان ناامیدی و خسارت بار پیش به دلیل انتقاد به این رویه ها و تنها ابراز نظر تخصصی خود به زندان و اخراج از دانشگاه ها و مراکز علمی و پژوهشی و خانه نشین شدن محکوم شدند چه شد؟ چه کسی مسئولیت هدر رفت سرمایه های اجتماعی هشت سال گذشته کشور و خسارات جبران ناپذیر وارد شده به آن ها را به عهده گرفت؟ چه کسی پیش بینی های علمی و کارشناسی آن ها را در به بن بست رسیدن راه طی شده در سال های ابتدایی آن شنید؟ 
4. "گذشته ها گذشته است و باید فکر فردا بود"؛ گزاره ای درست است و باعث پویایی زندگی فردی و اجتماعی. نوشته به دنبال کینه ورزی و هم زدن نا خوشایندی های پیشین و توقف در آن ها نیست. به دنبال آن است که به حسن روحانی بگوید این ملک خزان زده و به تاراج رفته دانشگاهی و پژوهشی باید از این که خواست شما خواستی ذاتی و واقعی است مطمئن شود. باید اعتماد کند که این تخصص گرایی و خواست جامعه دانش محور فراتر از حرف و سخنرانی قرار دارد. باید بپذیرد که شما و تیم همراهتان پذیرفته اید که دانش برای اداره کشور امری اجتناب ناپذیر و غیر سلیقه ای است و الزامی همیشگی و دائمی و نه ابزاری برای دوران گذار و کاهش دهنده فشارها و رقابت ها. 
5. این همه به عملکرد خود شما بستگی دارد: اگر شما استفاده از این منابع را خواستار باشید، اگر در تصمیم گیری ها مشارکتشان بدهید، اگر امنیت ابراز نظر و تنها ابراز اندیشه و نظر را برایشان فراهم آورید، اگر  آن ها را هم از مردمان همین سرزمین و آشنا به حقایق و مشکلات بیابید و اگر به آن ها اعتماد کنید و آن ها نیز بتوانند به شما اعتماد کنند. مهر گردون سخنان شما را، دست کم،  برای این که اولین باری است که به این صراحت بیان شده است به فال نیک می گیرد و امید دارد که جامعه ایران و ایرانی ها و مدیران و سیاستمداران آن یک بار برای همیشه بدانند که دانش و تخصص در هر زمینه ای حتی در نظافت و پاکیزگی یک شهر می تواند منافع بیشتر و هزینه های کمتری را برای همگان در بر داشته و مازاد اجتماعی و رفاه ایرانیان را ارتقا ببخشد. به امید آن روز.