گام اول: فیل یا اجزای فیل؟!
در یکی از روزهای میانی فصل بهار و پایانی سال تحصیلی جاری و به هنگام صحبت بر سر مفهومی اقتصادی، یکی از دوستان جوان و جویای دانستن در کلاس درس پرسید:
«اگر دولت نرخ سود سپرده های بانکی را کاهش دهد، صاحبان سپرده مجبور می شوند پول خود را به مدار اقتصاد وارد کرده و همین باعث رونق اقتصاد از رمق افتاده خواهد شد». او نظر من را در مورد این پرسش جویا شد و من نیز در اندازه ی دانش خود به او و سوالش پاسخ دادم. در همین فاصله و بار دیگر، صبح یک روز و در مسیر رفتن به محل کار، یکی از دوستانم را دیدم و او نیز در مورد ریشه یابی مسأله ی فساد اداری و تأثیر آن بر شکل گیری طبقه ی «نو کیسه» در دهه های اخیر علت را در سطوح پایینی و کارمندان جزء شناسایی و به آن بسنده کرد. پس از این دو تجربه ی نزدیک و تجربه های فراوان این چنینی در تحلیل ها و عدم اعتقاد به منطقی بودن و روشمند بودن آن ها، تصمیم گرفتم هر گاه فرصت پیدا کردم به دلایل رد چنین تحلیل هایی در برخورد با پدیده هایی که در یک جامعه ی انسانی مشاهده می شود بپردازم. به عبارت دیگر، این ها خطاهایی خواهد بود که اگر یک اندیشمند علوم انسانی خوانده – و البته هر اندیشمند دیگر در سایر حوزه های علم - در تحلیل خود از مسائل پیرامونی تخصص خود مرتکب شود، اوضاع به کلی دگرگون شده، نتایج بی اعتبار، راه حل ها حاوی آدرس هایی اشتباه و خلاصه فرود به جامعه ای گرفتار در کلاف های سردرگم و گره هایی ناگشودنی خواهیم شد.
پرسش دوست جویای دانشم در کلاس درس و ریشه یابی دوست همراه در اول قصه، دست مایه و سبب ساز این نوشته شد؛ اشتباه در کجاست؟ چرا چنین تحلیل هایی راه به رهایی از مشکل نمی برد؟
همواره معتقدم که تحلیل گر چیره دست – لا اقل در حوزه ی علوم انسانی که به نظر نگارنده و به دلیل آن که لابراتوار آن همان جامعه ی واقعی است و نه جامعه ی نمونه، مجال اشتباه در آن وجود نداشته و نتایج هر اشتباهی بلافاصله و در مقیاسی غیر قابل باور در جامعه منعکس خواهد شد- کسی است که در مطالعات، نتیجه گیری و ارائه ی راه حل های خود، نگرشی فرایندی و پازل کامل شده را جایگزین نگرش جزیره ای و اجزای پازل ساخته باشد. معنی این جمله چیست؟ با ابراز ناخرسندی باید گفت که تحلیل گران زیادی در مسائل مربوط به شاخه های متعدد حوزه ی علوم انسانی وجود دارند که در روبرو شدن با پدیده های رشته ی خود و به منظور مطالعه و یافتن دلایل و عوامل بروز آن ها و سپس نوشتن نسخه ی درمانی، دارای دیدی گسسته و نقطه ای هستند. پاسخ سوالاتی را که در ذهنشان شکل می گیرد، بر اساس یک تحلیل جزئی و ساده انگارانه پیدا کرده و با آن به درمان مشکل صد سر می پردازند. نمونه در کشور خودمان به اندازه ای فراوان یافت می شود: برای مثال تصمیم سازان و سیاست گذاران مسائل اقتصادی در ایران نیز در پاسخ به سوالی شبیه به سوال دوست کلاس درس، به نتیجه ای یکسان می رسند و ریشه ی حل مشکل اقتصاد به کما رفته ی ایران را در کاهش نرخ سود بانکی و به زعم خود پمپاژ منابع پولی حبس شده در چنبره ی بوروکراتیک بانک های ایرانی ارزیابی می کنند. خروجی این نتیجه ی خام و ساده انگارانه در برخورد با پدیده ی رکود و بیکاری و رشد پایین و کمبود تشکیل سرمایه و تورم بالا و ده ها و صدها مشکل لاینحل اقتصاد ایران چه بوده است؟ اضافه شدن ده ها و صدها مشکل تازه از راه رسیده و بیدار شدن مشکلات خفته و انباشته شده و درمان نشده ی پیشین و خلاصه کور شدن چشم به بهای اصلاح ابرو!
به بیان دیگر، درست به نظر آمدن این راه حل توسط یک جوان تازه اندیش و در حال آموختن و یا یک فرد غیر متخصص البته امری قابل قبول است، اما آیا ما می توانیم بپذیریم که همان جوان امروز پس از سال ها مطالعه و کسب دانش و تجربه و تبدیل شدن به متخصصی اندیشمند در رشته ی خود بازهم به چنین تحلیلی پیش پا افتاده، کوته بینانه، جزیره ای و نقطه ای معتقد باشد؟ یا باید در تصمیم گیری و ارائه ی راه حل خود به چهار گوشه ی پاسخ و لایه های زیرین و رویین و پسین و پیشین مسأله و مسائل چسبنده به آن و جداناشدنی از آن نیز نگاه کرده باشد، دیده باشد، اندیشیده باشد، جویای نظر متخصصان آن حوزه ها شده باشد، فرایندهای پیوسته را در نظر گرفته باشد و آن گاه قلم بر روی کاغذ برده و نسخه ی نهایی و آلترناتیوها و سناریوهای جایگزین را یک جا عرضه نماید؟
حکایت مقایسه ای علوم انسانی خوانده های ناشی و کاربلد، من را به یاد داستان جلال الدین رومی و تصویر فیل در تاریکی انداخت و عنوان این مطلب را وامدار اویم؛ آیا علوم انسانی خوانده ی ناشی همان نیست که در تاریکی و با تکیه بر جزء نگری و عدم تلاش برای دیدن یک کل ارگانیک، هر قسمت از اندام فیل را به گونه ای نادرست ارزیابی می کند و در مقابل او علوم انسانی خوانده ی ورزیده به تحلیل هر قطعه در رابطه ی ارگانیک با سایر قطعات دست یازیده و نتیجه را پس از کنکاش فراوان و با دیدی فرانگر فیل اعلام می کند؟