۱۳۹۳ تیر ۳۰, دوشنبه

نجات اقتصاد ایران با سرم سرمایه گذاری

تنها نسخه شفابخش برای درمان درد ساختاری و مزمن اقتصاد ایران که در بازه زمانی 84 تا 92 خود را در بدترین شکل ممکن تثبیت و نشان داد، راهی برای رهایی از موانع و سرعت گیرهای موجود در آن به ضرر سرمایه گذاری و ارتقای تولید است. 
اقتصادی که بیشترین درآمد خود را از فروش نفت خام و خرج دلارهای حاصل از آن در مدار خود به دست می آورد و هر روز شکاف بزرگتری را برای استفاده بهینه از منابع انسانی سرشار در خود پدید می آورد، هر گاه با اتفاقی که از سال 90 برایش افتاد، و در اثر تحریم های بین المللی بر سر مناقشه اتمی اش گلوگاه ورود این دلارها به مدار اقتصادش تنگ تر و تنگ تر شد، روبرو شود همین می شود که در این سال ها شد. انهدام همیشگی تولید کالاها و خدمات داخلی در اثر واردات ارزان و راحت، هنگامی که با مانع تحریم روبرو شد، اقتصادی از این جا مانده و از آن جا رانده را به تصویر کشید: نه وارداتی بود و نه تولیدی و نتیجه، آشکار شدن تورم پنهان نگهداشته شده و بیکاری و عدم تکاپوی تولید و سرمایه گذاری ملی بود؛ همان "رکود تورمی" معروف!
این یک شرح بسیار کوتاه و ساده شده از ماجرای این سال هاست و امروز آن چه بر جای مانده رکودی ژرف و تورمی بالا و رشد اقتصادی ای که بسیار سخت می توان آن را به گونه ای واقعی از رکورد زدن در ارقام منفی بازداشت. 
اقتصاد ایران بیش از هر تنگنای اقتصادی ای، سیاست زده است. پارادایم فروش نفت خام و خرج دلارهای نفتی اش راه را بر هر گونه شیوه درست و اقتصادی ای برای درمان مشکلاتش بسته است. ابتدا نیاز به تصمیمی شجاعانه در تصحیح این پارادایم دارد. اگر نگرش فعلی تصحیح شود و تنها منبع قابل اتکا برای اداره و پیشرفت اقتصاد بر پایه منابع انسانی و جریان درآمدی ناشی از فعالیت این ثروت بی پایان و تجدید شونده و رشد یابنده تنظیم شود، راه برای سرمایه گذاری و رشد با ثبات در اقتصاد ایران باز خواهد شد. بر طرف کردن موانع قانونی و حقوقی سرمایه گذاری، تصحیح نگرش به مقوله سرمایه و سرمایه دار و سرمایه گذار در فرهنگ عمومی و فرهنگ دولتی، اصلاح شیوه های مدیریت منابع مالی و جلوگیری نهادی و ذاتی از فساد های سیستماتیک و درونی شده در بنگاه های دولتی و بودجه عمومی کشور با حمایت قوانین مترقی اقتصادی و ضمانت یک سیستم دادگستری سالم و هوشیار و هزاران هزار مسأله از این دست، شرط لازم و کافی برای رشد امر سرمایه گذاری در اقتصاد ایران -اعم از داخلی و خارجی- بوده و تضمینی بر حل همیشگی مشکل تورم، بیکاری و رشد پایین ساختاری شده در آن می باشد. راه دیگری وجود ندارد و هر کار دیگری تنها زمان خریدن است و به عقب انداختن آثار مشکلات نهادینه شده و انباشته شده اقتصاد. اقتصاد ایران برای نجات و زنده ماندن، هر چه سریع تر باید به زیر سرم سرمایه گذاری برود و سرمایه و سرمایه دار به سادگی و با شرایط موجود انگیزه ای برای درمان این کالبد بیمار و رنجور با سرمایه گذاری خود نخواهد داشت.                                     

۱۳۹۳ تیر ۲۲, یکشنبه

اقتصاد ایران؛ گرفتار نتایج سحری

این که حال اقتصاد ایران به شدت بد است دیگر بر کسی پوشیده نیست. این که سه سنجه کلان اقتصادی آن رفتاری بسیار نامناسب از خود نشان می دهند، در سایه آمار و ارقام اقتصادی و افشاگری های رقبای سیاسی و از همه مهمتر در یک چرخ زدن میدانی در فضای جامعه ایران قابل مشاهده است. نرخ رشد پایین (برای دومین بار در تاریخ اقتصاد ایران رقمی منفی است که البته تنها سال 1365 و آن هم به دلیل اوج گرفتن جنگ نفتکش ها در خلیج فارس در داده های اقتصادی ایران مشاهده شد)، نرخ تورمی که هر چند دولت حسن روحانی به کنترل شتاب آن پرداخته، اما از جلوگیری رشد آن همچنان بازمانده است و از همه مهم تر نرخ بیکاری که حال به رغم کنترل تورم و کاهش شتاب آن در حال شتاب گیری و پیشرفت است. 
اقتصاد را توماس کارلایل، مورخ نامی اسکاتلندی، علمی ملال آور دانسته بود و شاید این روزها در لابراتوار زنده و پویای اقتصاد ایران این ملال آوری و کلافه کننده بودن آن و لباس عینیت به تن کردن تئوری های لابلای کتاب های پر از فرمول و نمودار و نظریه آن برای دانش آموختگان و دانش جویان آن از سویی درسی عملی از کاربرد تئوری ها و فیت شدن آن با واقعیات داشته باشد و از سوی دیگر آشکار کننده ملالت و دست بسته بودن سیاست گذاران و تصمیم سازان و تصمیم گیران اقتصادی در بزنگاه های آن باشد.
دانشجویان  اقتصاد همواره در بررسی و مطالعه تئوری های تورم و بیکاری و سیاست های روبرو شدن با آن به بن بستی سیاستی و مشکلی غم انگیز رهنمون می شوند: تورم و بیکاری هنگامی که همزمان با یکدیگر در اقتصادی پیشروی می کنند، پدیده ای به نام رکود تورمی را به وجود می آورند که برای مقابله با آن سیاست گذاری های متعارف پولی و مالی دیگر درمان گر نبوده و شاید خود بنزینی بر آتش شتابناک این دو شیطان (پیروان مکتب کلاسیک علم اقتصاد تورم و بیکاری را دو شیطان می نامیدند که تورم البته به نظرشان از شیطنت بیشتری برخوردار بود) باشد. به عبارت روشن تر، در بزنگاه تورم توأمان با رکود، سیاست گذار و مقام اقتصادی می تواند به درمان یکی از این دو درد بپردازد، اما باید بپذیرد که این درمان درد اول با شدت گرفتن درد دوم امکان پذیر خواهد بود. 
این روزها اقتصاد ایران این آموزه را در عمل نشان داده و اگر فرضیه ای بوده است با خطای کمی غیر قابل ردش نشان داده است. این که شرایط ناهنجار و ناراحت کننده کنونی سرچشمه در نادانی ها و ناکارامدی ها و سکوت ها و خطاهای آشکار و پنهان و ... داشته است و هنوز نتایج سحری آن کرده های ناراست و نادرست است و نوکی از کوه یخ، در آینده ای نزدیک محک خواهد خورد. اما این نوشته تنها به دنبال آگاهی ای است به دولت کنونی ایران که بدون هیچ پرده پوشی و محافظه کاری باید بداند بدون گشایش های واقعی و ساختاری در اقتصاد ایران و هموار شدن راه ورود امن و با اطمینان سرمایه های بزرگ خارجی و داخلی به مدار اقتصاد ایران، افتخار به کاهش شتاب نرخ تورم در سال ابتدایی استقرار دولت، به زودی به ابزاری برای انتقاد و ناکارامد دانستن سیاست های اقتصادی و تصمیم گیران آن بدل خواهد شد. این کاهش تورم تا به امروز هر چند بسیار خوب و قابل دفاع ارزیابی می شود، اما به لحاظ علم اقتصاد و ابزار شناسی آن کار خارق عادت و شگفت انگیزی نبوده است: تورم به نفع افزایش و گسترش رکود و بیکاری در حال کاهش است و نشانه قابل قبولی از کاهش دامنه رکود و بیکاری مشاهده نمی شود. پس اگر اقتصاد علم است، که هست، و اگر دولت حسن روحانی با اقتصاد رفتاری علمی دارد، باید هر چه سریع تر موانع سرمایه گذاری های غول آسا (تنها مقادیر بسیار بزرگ سرمایه می تواند این رشد منفی اقتصادی و بیکاری در حال گسترش را مرتفع نماید) در اقتصاد ایران را، خواه صاحبان آن ایرانیان باشند و خواه غیر ایرانیان، برطرف نموده و تا بار دیگر غول ناآرام و به زنجیر درآمده تورم در اقتصاد ایران از رهگذر رکود و بیکاری و رشد پایین و عدم تولید کالا و خدمت دمان و خروشان نشده است و بحران های فراگیر اجتماعی بالقوه به فعلیت نرسیده است، چاره ای بر کار فرو بسته و در آوردن سنگ انداخته شده نادان به چاه اقتصاد ایران نماید.                            

۱۳۹۳ تیر ۱۷, سه‌شنبه

گویایی و خاموشی!
















به سکوتم احترام بگذار؛
به قوی ترین سلاحم.

بلاغت سکوتم را حس می کنی؟!
از زیبایی چیزهایی که می گویم، لذت می بری؟!
وقتی چیزی نمی گویم!!

نزار قبانی
صد نامه عاشقانه
برگردان رضا عامری

۱۳۹۳ تیر ۱۳, جمعه

با من بمان...
















هر چند زمان ارابه اش را به تاخت می راند،
و آینه در پی آن
رو ییدن سپیدی ها را به رخ می کشد.

اما زندگی و باز زندگی؛ 
هنوز آغوش گشاده است.

باید هایی هست:
زمان،
زندگی، 
حرکت،
و
و
و
"امید".

با من بمان...
باید در دل زمان
و در آغوش زندگی
حرکت را ادامه داد.

با من بمان...
با من بمان.