۱۳۹۱ بهمن ۱۲, پنجشنبه

آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند؛ مارتین لوتر - 4

فیلیپ ملانشتون، دانشور و مصلح دینی آلمانی؛ 1560-1497
در روز 15 ژوئن 1520، لئو دهم، طی توقیعی به نام تکفیر، اصول چهل و یک گانه ی لوتر را تقبیح کرد و از مردم خواست که نوشته هایی را که شامل نظریات اوست بسوزانند. پاپ در همین توقیع از لوتر خواسته بود که به خطاهای خویش اعتراف کند و به میان خیل مومنان مسیح باز گردد. پاپ همچنین ضرب الاجل شصت روزه تعیین کرده بود که هر گاه لوتر در طی آن از آمدن به رم و پس گرفتن سخنان خویش امتناع ورزد، از کلیسا و مسیحیت طرد شود؛ همه ی مومنان وی را از خود برانند، مجامع دینی سرزمین هایی که لوتر در آن ها اقامت می گزیند تحریم شوند، و فرمانروایان و مقامات سیاسی لوتر را از قلمرو حکومت خویش اخراج، و یا او را به رم تسلیم کنند.
لوتر با نشر یکی از سه رساله ای که حاوی برنامه ی انقلاب مذهبی در آلمان بود به ضرب الاجل پاپ پاسخ گفت. لوتر را عقیده بر این بود که اولاً میان روحانیان و مسیحیان عادی تمایزی موجود نیست، زیرا هر مسیحی هنگام غسل تعمید به مقام کشیشی می رسد. از این روی، فرمانروایان و مقامات سیاسی باید قدرت خویش را «بدون ملاحظه ی این که با نظر پاپ، یا اسقفان و یا کشیشان برخورد می کند، اعمال کنند. ...هر تعلیمی که با این مخالف باشد زاده ی استنباطات رم است». ثانیاً هر مسیحی، از آن روی که خود یک کشیش است، حق دارد مضامین کتاب مقدس را به تشخیص و سلیقه ی خویش تعبیر کند. ثالثاً کتاب مقدس یگانه مرجع و معیار ایمان و کردار ماست، و این کتاب به هیچ وجه فراخواندن شورای کلیسا را منحصر به اختیارات پاپ نمی کند. هر گاه او بخواهد، به حربه ی تکفیر، از انعقاد شورای کلیسایی جلوگیری کند، «بر ماست که اقدام وی را مانند عملی که از دیوانگان سر می زند خوار شماریم و، به یاری خداوند، وی را به زور به جای خود بنشانیم». لازم است هر چه زودتر شورای کلیسایی بر پا شود و به انحرافات «وحشتزای» پاپ، که برای خویشتن بارگاهی با شکوه تر از دربار پادشاهان آراسته است، رسیدگی کند. این شورا باید از چپاول عواید کلیسای آلمان توسط روحانیان ایتالیا جلوگیری به عمل آورد و شماره ی آن «حشرات موذی» را، که در رم مقامات کلیسایی را قبضه کرده اند و با دسترنج ملت آلمان زندگی می کنند، به یک صدم کاهش دهد. چرا کلیسای آلمان باید لاینقطع به یک دولت خارجی باج دهد؟ شماره ی فرقه های فقرای مسیحی باید کاهش یابد، به روحانیان باید اجازه ی زناشویی داده شود، وکسی نباید قبل از سی سالگی برای پیوستن به نظام رهبانی سوگند یاد کند. احکام محجوریت، زیارت اماکن مقدس، برگزاری مراسم قداس برای مردگان، و ایام تعطیل (جز یکشنبه ها) منسوخ شوند. کلیسای آلمان باید با هوسیان در بوهم مصالحه کند؛ زیرا کلیسا؛ با سوزاندن هوس، امان نامه ی امپراطور را وقیحانه نقض کرد. به هر حال، «ما باید بر مخالفان دین، با کتاب پیروز شویم نه با آتش». 
یان هوس، مصلح دینی بوهمی؛ 1415-1369
نخستین چاپ نامه ی سرگشاده ی (An Open Letter)  لوتر به زودی نایاب شد و چاپخانه های ویتنبرگ همگی به تجدید چاپ آن پرداختند. آلمان نیز مانند انگلستان آماده ی پذیرش ملی گرایی بود؛ گر چه هنوز بر نقشه های جغرافیا جایی به نام سرزمین آلمان به چشم نمی خورد، مردم آلمان به موجودیت ملی خویش پی برده بودند. همان گونه که یان هوس بر ملی گرایی بوهمی تکیه می کرد و همچنان که هنری هشتم نه آموزه ی کاتولیک بلکه قدرت پاپ را از انگلستان ریشه کن کرد، لوتر نیز علم طغیان را نه در خطه ی الاهیات بلکه در زمین بارور ملی گرایی آلمان برافراشت. هر جا که نهضت پروتستان پیروز می شد، درفش ملیت به اهتزاز در می آمد.  
در سپتامبر 1520، اک (Johann Eck؛ عالم الاهیات کاتولیک آلمانی، ار مخالفان اصلاح دینی، 1543-1486) و جیرولامو آلئاندرو (Girolamo Aleandro؛ دانشور و کاردینال ایتالیایی، 1542-1480) توقیع پاپ را، دایر بر تکفیر لوتر، به مردم آلمان ابلاغ کردند و لوتر نیز با نشر دومین مانیفست خویش (6 اکتبر) به نام اسارت بابلی کلیسا (Babylonian Captivity of the Church New Testament) به پاپ پاسخ داد. این رساله، که نخست برای استفاده ی عالمان الاهی و دانشمندان به زبان لاتینی تدوین شده بود، در اندک زمانی به آلمانی برگردانیده شد و به همان اندازه که نامه ی سرگشاده در تاریخ کلیسایی و سیاسی آلمان اثر بخشیده بود، معتقدات دینی مردم آلمان را دستخوش دگرگونی ساخت. لوتر در این رساله استدلال می کند همان گونه که یهودیان مدت ها در بابل اسیر و زندانی بودند، کلیسا نیز، که به دست مسیح بنیانگذاری شده و وصف آن در کتاب عهد جدید آمده است، بیش از هزار سال است که در زندان پاپ های رم رنج می کشد. در طول این مدت، ایمان و اخلاق و آیین های مسیحی به تباهی گراییده اند. لوتر سپس فرمان تکفیر را به سخریه می گیرد و می نویسد: «شنیده ام که پاپ، برای واداشتن من به توبه و پس گرفتن عقایدم، توقیعاتی برای تکفیر من صادر کرده است. ...هر گاه چنین باشد، مایلم این کتاب نیز بخشی از توبه نامه ی من به شمار آید». لوتر سومین مانیفست خویش را نیز نزد پاپ فرستاد. وی در این مانیفست، که به آن رساله ای در آزادی مسیحی (A Treatise on Christian Liberty) نام داد (نوامبر 1520) می نویسد: «اگر اشتباه نکرده باشم، این مجملی از تمام زندگی شخص مسیحی است». لوتر عقیده ی اساسی خویش را در این رساله با لحن قاطع بیان می کند، و می نویسد که تنها ایمان است، نه کردار نیک، که انسان را مسیحی می سازد و از کیفر دوزخ می رهاند؛ زیرا کردار نیک از ایمان ریشه می گیرد. «بار از درخت به عمل می آید، نه درخت از بار».
هنگامی که لوتر سرگرم نوشتن رسالات تاریخی خود بود، اک و آلئاندرو در برابر نخستین امواج انقلاب ایستادگی می کرند. آن ها فرمان تکفیر لوتر را در مایسن، مرسبورگ و براندنبورگ اعلام داشتند؛ در نورنبرگ، پیرکهایمر (Willibald Pirkheimer؛ اومانیست آلمانی، 1530-1470) و شپنگلر (Lazarus Spengler؛ سرمایه دار آلمانی و از هواداران لوتر، 1534-1479) را واداربه استغفار کردند؛ در ماینتس، اسقف اعظم، آلبرشت، پس از اندکی مدارا با انقلابیون، اولریش فون هوتن (Ulrich von Hutten؛ اومانیست و از رجال آلمانی، 1523-1488) را از دربار خویش بیرون راند و ناشران کتاب های وی را به زندان افکند؛ در اینگولشتات، کتاب های لوتر را تحریم و ضبط کردند و در ماینتس، لوون و کولونی آن ها را آتش زدند. در لایپزیگ، تورگاو و دوبلن مردم متن توقیع پاپ را از در و دیوار کندند، به کثافت آلودند و پاره کردند؛ در ارفورت بسیاری از استادان و و روحانیان توقیع پاپ را متفقاً تقبیح کردند و دانشجویان نسخه های موجود را به رودخانه ریختند. سرانجام، اک از محلی که یک سال قبل پیروزی هایی در آن کسب کرده بود گریخت. لوتر در رسالات شدید اللحن خویش فرمان پاپ را تقبیح کرد و در یکی از آن ها پشتیبانی خویش را از نظریات یان هوس اعلام داشت. چون دریافت که گماشتگان پاپ کتاب های وی را می سوزانند، تصمیم گرفت که معامله ی به مثل کند: از «جوانان پارسا و کوشا» ی ویتنبرگ دعوت کرد که در روز 10 دسامبر در خارج دروازه ی الستر (Elster) شهر گرد آیند. در این اجتماع لوتر توقیع پاپ را با جمعی دیگر از احکام کلیسایی و کتاب های حاوی عقاید و آرای عالمان الاهی مدرسی، به دست خویش، در آتش افکند؛ و با این عمل، یکباره بر ضد مقررات کلیسا، فلسفه ی توماس آکویناس و اقتدار کلیسا علم طغیان بر افراشت. دانشجویان نیز کتاب های مشابهی را گرد آوردند و در آتش افکندند و تا شامگاه آتش را نگاه داشتند.
در روز 11 دسامبر لوتر اعلام داشت: رستگاری تنها برای کسانی میسر است که از حکومت پاپ سرپیچی کنند. راهب آلمانی پاپ را تکفیر کرده بود.

تاریخ تمدن؛ ویل دورانت
جلد ششم: اصلاح دینی
کتاب دوم؛ انقلاب دینی، برگردان پارسی سهیل آذری، ص 420 تا 426  

۱۳۹۱ دی ۲۹, جمعه

تو ای پری کجایی؟؛ برای جاودانگی آخرین بازمانده از ویولون نوازان اساطیری ایران زمین: استاد همایون خرم

تقریباً تمام شدند؛ نسل ویولون نوازان صاحب سبک منحصر به فرد و اساطیری ایران زمین: ابوالحسن خان صبا، حبیب الله بدیعی، علی تجویدی، پرویز یاحقی و اسدالله ملک که سال هاست از پی هم رفته اند و تنها مانده بود مهندس همایون خرم و خوش می نواخت و جاودانه خلق می کرد، که خبر آمد او نیز جاودانه شده است و خاموشی این جهانی سازش را کوک کرده است. مهر گردون از این لاجرم غمگین است، قصدی برای موسیقی شناسی این بزرگ ویولون نواز و آهنگساز پر مایه و پر کار ایرانی در این مجال اندوه زده و بهت آفرین ندارد و تنها خواست یادی از او را در اولین ساعات درگذشتش کرده باشد و دینی دیر هنگام را ادا کرده باشد، هر چند باز هم به وقت رفتن و نبودن که این رسم مألوف ما شده است.
مهندس همایون خرم تا همین نزدیکی ها نیز می ساخت و می نواخت و شنوندگان ویولون ایرانی را با صدای جادویی ساز خود و سبک یکتایش می نواخت و دریغ که دیگر نواهای آسمانی اش از ساز زنده اش شنیده نخواهد شد. ساخته ها و جاودانه های او به اندازه ای فراوان و در عین حال هر یک از دیگری دلنشین تر و بی مانند تر بوده است که در این روز جدایی نمی توان انتخابی از آن ها داشت. مهر گردون اندوه این رویداد تلخ را دارد، سلامتی بازماندگان آسمان پرستاره ی موسیقی ایرانی را آرزومند است و آرامش جان عاشق و سراسر نغمه و ترانه ی استاد همایون خرم را خواستار است. یادش گرامی.

پست وابسته: دلم گیرد هر زمان بهانه ی تو    

۱۳۹۱ دی ۲۸, پنجشنبه

روزگاری شد و کس مرد ره عشق ندید | حالیا چشم جهانی نگران من و توست *













نشود فاش کسی آن چه میان من و توست
تا اشارات نظر نامه رسان من و توست
گوش کن با لب خاموش سخن می گویم
پاسخم گو به نگاهی که زبان من و توست
روزگاری شد و کس مرد ره عشق ندید
حالیا چشم جهانی نگران من و توست
گر چه در خلوت راز دل ما کس نرسید
همه جا زمزمه ی عشق نهان من و توست
گو بهار دل و جان باش و خزان باش ار نه
ای بسا باغ و بهاران که خزان من و توست
این همه قصه ی فردوس و تمنای بهشت
گفت و گویی و خیالی ز جهان من و توست
نقش ما گو ننگارند به دیباچه ی عقل
هر کجا نامه ی عشق است نشان من و توست
سایه زاتشکده ی ماست فروغ مه و مهر
وه از این آتش روشن که به جان من و توست

هوشنگ امیر ابتهاج (ه.الف.سایه)

* ترانه ی زیبای «زبان نگاه» از جاودانه های بانو شکیلا است که بر روی کلام بی مانند هوشنگ ابتهاج و بر اساس آهنگی دلنشین از صادق نوجوکی اجرا گردیده. صدا و سبک خواندن شکیلا، بسیاری از ترانه های موسیقی ایرانی را که بارها اجرا شده است را رنگی نو و دیگرگون بخشیده، به گونه ای که گویی برای اولین بار اجرا گردیده است. برای شنیدن و دانلود این اثر می توانید از لینک زیر استفاده نمایید:  
پست وابسته 1 - پست وابسته 2  

۱۳۹۱ دی ۲۵, دوشنبه

عشق چو کار دل است دیده ی دل باز کن | جان عزیزان نگر مست تماشای عشق

عقل کجا پی برد شیوه ی سودای عشق؟
باز نیابی به عقل سر معمای عشق
عقل تو چون قطره ایست مانده ز دریا جدا
چند کند قطره ای فهم ز دریای عشق؟
خاطر خیاط عقل گر چه بسی بخیه زد
هیچ قبایی ندوخت لایق بالای عشق
گر ز خود و هر دو کون پاک تبرا کنی
راست بود آن زمان از تو تولای عشق
وز سر مویی ز تو با تو بماند به هم
خام بود از تو خام پختن سودای عشق
عشق چو کار دل است دیده ی دل باز کن
جان عزیزان نگر مست تماشای عشق
دوش درآمد به جان دمدمه ی عشق او
گفت اگر فانیی هست تو را جای عشق
جان چو قدم در نهاد تا که همی چشم زد
از بن و بیخش بکند قوت و غوغای عشق
چون اثر او نماند محو شد اجزای او
جای دل و جان گرفت جمله ی اجزای عشق
هست در این بادیه جمله ی جان ها چو ابر
قطره ی باران او درد و دریغای عشق
تا دل عطار یافت پرتوی این آفتاب
گشت ز عطار سیر رفت به صحرای عشق

عطار نیشابوری  

۱۳۹۱ دی ۱۹, سه‌شنبه

اگه بارون بزنه، آخ اگه بارون بزنه! *

                     * برگرفته از «قصه ی دخترای ننه دریا»؛ احمد شاملو
                     ** نگاره از گوگل ایمجز