همان طور که اخلاق علم سعادت فردی است، سیاست علم سعادت دسته جمعی است. وظیفه ی دولت تشکیل اجتماعی است که حداکثر خوشی را برای حداکثر مردم فراهم سازد. «دولت یعنی مجموعه ای از افراد یک کشور که برای نیل به تمام مقاصد و هدف های زندگی خویش خودکفا باشند». اگر هیأت حاکمه نفع عمومی را بر نفع خود ترجیح دهد، هر نوع حکومتی خوب است و عکس آن اگر باشد، هر نوع حکومتی بد است. هر نوع حکومتی که به جای خدمت به خلق در خدمت هیأت حاکمه درآید پلید خواهد بود؛ در آن صورت حکومت سلطنتی (مونارشی) به استبداد، آریستوکراسی (اشرافی) به حکومت مالداران و حکومت نخبگان (تیموکراسی) به دموکراسی به معنای حکومت عوام در خواهد آمد. اگر حکمران منفرد صالح و توانا باشد، حکومت سلطنتی بهترین نوع حکومت است، ولی اگر مستبد و خود پسند باشد، حکومت استبدادی بر قرار خواهد شد که بدترین نوع حکومت هاست. حکومت اشرافی (آریستوکراسی) ممکن است برای مدت کمی مفید باشد، ولی حکومت های اشرافی سرانجام به دیکتاتوری مبدل می شوند. دموکراسی که در این جا به معنای حکومت مردم یا حکومت شارمندان عادی است -مانند حکومت مالداران خطرناک است، زیرا بر مبنای پیروزی ناپایدار فقیران بر مالداران در نزاع بر سر قدرت بنا شده است و بالاخره به آشوب مرگباری منتهی خواهد شد. درست است که «قضاوت جمع در اغلب موارد از قضاوت فرد صحیح تر است و هر چه عده زیادتر شد، فساد دیرتر رخنه می کند -همچنان که آب هر چه زیاد تر باشد دیرتر فاسد می گردد- لیکن حکومت کردن استعداد و دانش خاص می خواهد». برای احتراز از این استبداد ظالمانه، چه استبداد طبقات بالا و چه استبداد طبقات پایین، ارسطو «حکومتی مخلوط» یا «حکومتی از نخبگان» را که مخلوطی از دموکراسی و آریستوکراسی باشد پیشنهاد می کند. در این نوع حکومت حق رأی محدود به مالکین است و یک طبقه ی نیرومند مردم متوسط الحال محور موازنه ی قواست.
ارسطو زیست شناسی یا تاریخ سیاسی یا نقد ادبی را بنا ننهاد -زیرا در این قبیل امور ابتدا و شروعی در کار نیست- منتها خدمتی که او در راه این علوم کرده بیش از خدمتی است که دیگران در این زمینه در عهد باستان کرده اند. بسیاری از لغات و اصطلاحات علمی و فلسفی را، که به صورت لاتینی هنوز استعمال می شود و ارتباط دانش و ادراک را آسان نموده است، مدیون او هستیم. معادل این لغات و اصطلاحات را می توان (به فارسی) چنین نوشت: اصل و مبدأ، قاعده ی کلی، استعداد، وسیله، مقوله، انرژی، انگیزه، عادت و غایت. چنان که پاتر (Pater - رساله نویس و منتقد انگلیسی؛ 1894-1839) می گوید، ارسطو «معلم اول» است. استیلای طولانی او بر افکار و روش های فلسفی مبین باروری عقاید و عمق بصیرت اوست. رسالات او در اخلاق و سیاست از لحاظ شهرت و نفوذ بی همتاست. سخن کوتاه، پس از این که تمام جوانب آثار ارسطو را بسنجیم، هنوز وی «استاد مردان دانش»، بهترین دلیل امید بخش وسعت ذهن بشر و الهام دهنده ی کسانی است که می کوشند معرفت پراکنده ی بشر را قابل رویت و فهم سازند.
تاریخ تمدن؛ ویل دورانت
جلد دوم: یونان باستان
کتاب چهارم؛ انحطاط تمدن یونان، برگردان پارسی هوشنگ پیر نظر، ص 596 تا 600


هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر