
بر درخت این جهان؛
لحظه ای!
چون شکوفه ام نما.
درسته، درسته، خیلی طولانی شد. از اولین پست تا به امروز. ولی برای من مثل چند روز گذشت؛ سریع و بدون درنگ.
حالا هم بهار پشت پنجره ایستاده و به ما لبخند می زند. این چند جمله را هم برای عرض تبریک و شادباش می نویسم. یعنی هنوز هستم و نفس می کشم. یعنی یک بار دیگر چشمم به سبزی عاشقانه ی بهار روشن شده و هنوز فرصت دارم.
یک لحظه پنجره ی اتاقتان را باز کنید؛ حالا وقتی باران می بارد و سبزینه های نورسته در زیر آن می رقصند یک نفس عمیق بکشید، آرزو کنید و بخواهید که ما هم شکوفه بدهیم.
حالا باز هم نفس بکشید و آرزو کنید...