"ما مردم مجرم و گناه کاریم"؛ این جمله ای است که سال هاست با خواندن خبرها و شنیدن سخنان مدیران و سیاست گذاران حوزه انرژی و محیط زیست ایران ناخود آگاه به ذهن یک ایرانی نفوذ می کند و با خود می گوید: "به راستی این همه نا هنجاری در مسائل زیست محیطی و هدر رفت انرژی -آن هم از نوع فسیلی اش- به گردن ماست؟ سهم هر کدام از ما در این هدر رفت و انتشار آلاینده چقدر است؟ یعنی ما هم در به چالش کشیدن زندگی انسان ها و بیماری های ناشی از آلودگی آن ها سهیم هستیم؟" و صدها سوال این چنینی که ناشی از ناراحتی وجدان و استیصال در به دست آوردن پاسخ و راه حل آن است.
خانم
معصومه ابتکار در تازه ترین سخنان خود گفته است: "متاسفانه ایران بدترین الگوی مصرف انرژی را طی سال های گذشته داشته است که یکی از دلایل آن یارانه ها بود". این که این گفته رئیس سازمان محیط زیست چه اندازه درست است و یا نه، هم به مطالعه نیازمند است و هم دانش تخصصی. این که ایران یکی از بالاترین عدم کارایی ها در بخش انرژی و مصرف آن را دارد سخن درستی است. این که ایرانی ها به گونه ای میانگین در حدود سه برابر استاندارد جهانی انرژی مصرف می کنند نیز بر مبنای داده های اقتصاد ایران قابل پذیرش است. این که متغیر قیمت هنگامی که بر مبنای روش ها و سازکارهای غیر بازاری تعیین شود نخواهد توانست وظایف ذاتی خود در عملکرد بهینه اقتصاد از جمله بخش انرژی را عمل کند نیز به شدت عقلایی و درست است. این ها و بسیاری گزاره های دیگر که به لحاظ علم اقتصاد گزاره هایی درست، معتبر و با پشتوانه نظری و کاربردی مناسبی تلقی می شود از حرف های درست و بدون ایراد است. اما اگر تنها با این مقدمات بخواهیم نتیجه گیری ای داشته باشیم که خوب پس چاره کار رها سازی قیمت به دست سازکار بازار است و افزایش قیمت انرژی و مشتقاتش می تواند به کاهش آلاینده و افزایش کارایی انرژی و حل مشکل آلاینده ها و زیست محیطی ما شود، دچار یک کوتاهی منطقی شده ایم. چرا؟ چون مقدمات ما ناقص است و نشانی ها و آدرس های اشتباهی موجود یک نتیجه و تالی نامعتبر را برای بحثی عقلایی نمایان می سازد.
چرا ایرانی ها سه برابر استاندارد جهانی انرژی مصرف می کنند؟ چرا ایرانی ها بدترین الگوی مصرف انرژی را دارند؟ چرا ایرانی ها با اتومبیل هایشان به انتشار آلاینده ها می پردازند و محیط زیست خود را با چالش روبرو می کنند؟
متغیر قیمت تنها در بازار انرژی ناکارامد عمل نمی کند؛ دولت با انحصار همه جانبه خود به تولید اتومبیل هایی با استانداردهای سوخت مصرفی سه دهه پیش می پردازد، عوارض گمرگی زیادی بر تکنولوژی موتورهای مدرن در اتومبیل های روز دنیا می بندد تا اتومبیل های عقب مانده خود را با قیمتی غیر اقتصادی به فروش برساند: در حالی که استانداردهای موجود برای مصرف سوخت به زیر پنج لیتر در صد کیلومتر رسیده است و حتی طرح هایی برای کاهش آن در اندازه های یک لیتر برای صد کیلومتر در بخش تحقیق و توسعه کمپانی های بزرگ و معتبر اتومبیل سازی خارجی دردست اقدام است، کمپانی های ناکارامد و هزینه بر و غیر اقتصادی انحصاری اتومبیل سازی ایران با حمایت های گسترده و غیر اقتصادی و تعرفه ای دولت اتومبیل هایی با مصرف 7 تا 11 لیتر در صد کیلومتر را به ایرانی ها با قمیت های گزاف می فروشند. تکنولوژی های تهویه و گرمایش و سرمایش مدرن ترین ساختمان ها سال ها از تکنولوژی های مدرن دنیا فاصله دارد؛ استفاده از سیستم های تهویه مطبوع قدیمی و رادیاتوری، عدم نصب دیوارهای عایق حرارتی و برودتی، عدم به کارگیری پنجره های عایق و دو و چند جداره، استفاده از وسایل حرارتی گازسوز با سیستم های احتراقی ناقص و ناکارامد و دودکش های هدر دهنده انرژی و بسیاری نمونه ها از این دست است که دولت ها و دولت های محلی (مانند شهرداری ها) هیچ برنامه، سیاست گذاری و طرحی برای برطرف ساختن آن در رویه های جاری خود ندارند. به همه این تکمیل کننده های مقدمه ناقص پیشین البته می بایست فرهنگ آسوده طلبی و غیر اقتصادی مصرف کردن ایرانی را نیز اضافه کرد. شاهدی بر این ادعا وضعیت آلودگی زیست محیطی جنگل ها و گردشگاه های ایران است که همه ما دیده ایم کوه انباشت شده از زباله و آلودگی در این مکان ها را که به سادگی قابل اجتناب است، استفاده بیش از اندازه و بی مسئولانه از نایلون ها و پلاستیک های تجزیه ناشدنی در خریدها و مصارف روزانه، عدم انضباط و پایبندی در تفکیک ذباله ها به تجزیه شدنی و تجزیه ناشدنی و از این دست.
به این شکل چرا ایرانی ها محیط زیست را آلوده می کنند و انرژی را ناکارامد مصرف می کنند؟ و آیا راه حلی وجود دارد؟ و آن راه حل چیست؟
سه عامل برخوردهای غیر کارامد دولت ها، فرهنگ نادرست مردم و قیمت باید در پاسخ لحاظ شود. انحصارها و دید تاجر بودن نزد دولت ها دسترسی به روش ها و تکنولوژی ها و تکنیک های مدرن را غیر ممکن می سازد. کالاهای انرژی بر ایران ناکارامد است چون دولت ها با آن به شکل پدیده ای برای تجارت و سود اندوزی برخورد می کنند و دسترسی مردم را به تکنولوژی روز محدود می کنند. دولت ها به جای حمایت بی اندازه و دراز مدت و بی نتیجه از صنایع ناکارامد داخلی از یکان یکان مردم برای بهبود امکانات و وسایل انرژی بر خود حمایت کنند. این راهی است که بسیاری از کشورهایی که قیمت انرژی و مشتقاتش را بازاری کرده اند رفته اند. تجربه ای موفق و منطقی.
فرهنگ مردم ایران در استفاده کالاهای آلاینده باید ارتقا یابد. این امر با آموزش های همه جانبه و غیر از آن با رعایت و مدارای یکان یکان ما ایرانی ها شدنی است: برای خرید های خود از کیسه های پارچه ای استفاده کنیم، نایلون ها را با خود به همراه برده و از آن ها استفاده ی چندین باره کنیم، طبیعت و محیط زیست بی نظیر خود را به راحتی آلوده نسازیم و همان تفکر "جنگل و کوه و دشت و دریا و خیابان و پارک و تمام مکان های عمومی مانند خانه خود" را عمل کنیم، ذباله های خود را تا حد امکان به تجزیه شونده و تجزیه ناپذیر تفکیک کرده و در مخازن رها کنیم. این ها کارهای مشکل و هزینه بری نیست و تنها اراده و عزم و دید بین نسلی و نسلی می خواهد. این توانایی در ایران وجود دارد و این روزها بیش از پیش مشاهده می شود.
در انتها می توان امید داشت که متغیر کاملاً اقتصادی قیمت وظیفه ذاتی خود را در بازارها، از جمله بازار انرژی به درستی انجام دهد؛ قیمت بازاری با خاصیت ذاتی خود به تخصیص بهینه و کارامد منابع می پردازد و تعادل پایداری را برای بازارهای انرژی و درست مصرف کردن آن برقرار می کند. زیرا همه چیزمان با یکدیگر هماهنگ است: تکنولوژی انژی بر ما مدرن است، فرهنگ ما اقتصادی مصرف کردن است و البته قیمت علامت دهنده درستی در چنین بازاری است. حالا اگر انرژی ناکارامد مصرف شود و محیط زیست آلوده می توان به مردمان خرده گرفت و البته بازار نیز با سازکار قیمت این نقیصه را جبران خواهد کرد.