۱۳۹۲ بهمن ۱۱, جمعه

اشک من هویدا شد*














اشک من هویدا شد
دیده ام چو دریا شد
در میان اشک من
سایه تو پیدا شد
موج آتشی از غم
زان میانه بر پا شد

اشک من هویدا شد
دیده ام چو دریا شد
تو برفتی وفا نکرده
نگهی سوی ما نکرده
نکند ای امید جانم
که نیایی خدا نکرده

به یاری شکستگان چرا نیایی؟!
چه بی وفا چه بی وفا چه بی وفایی!!

اشک من هویدا شد
دیده ام چو دریا شد
تو که گفتی اگر به آتشم کشی
وگر ز غصه ام کشی
تو را رها نمی کنم من
نه کشته ام تو را ز غم
نه آتشت به جان زدم
که می کشی ز من تو دامن

اشک من هویدا شد
دیده ام چو دریا شد
چرا برم نمانده رفتی؟!
به سوز غم نشانده رفتی؟!

اشک من هویدا شد
دیده ام چو دریاشد
در میان اشک من
سایه تو پیدا شد

زنده یاد بیژن ترقی

* ترانه ای جاودانه از گنجینه موسیقی ایرانی؛ آهنگی زیبا از همایون خرم با صدای بی مانند بانو مرضیه. برای شنیدن و دانلود این ترانه می توانید از لیک زیر استفاده نمایید:

۱۳۹۲ بهمن ۱۰, پنجشنبه

حرف های درست، نشانی های اشتباه

"ما مردم مجرم و گناه کاریم"؛ این جمله ای است که سال هاست با خواندن خبرها و شنیدن سخنان مدیران و  سیاست گذاران حوزه انرژی و محیط زیست ایران ناخود آگاه به ذهن یک ایرانی نفوذ می کند و با خود می گوید: "به راستی این همه نا هنجاری در مسائل زیست محیطی و هدر رفت انرژی -آن هم از نوع فسیلی اش- به گردن ماست؟ سهم هر کدام از ما در این هدر رفت و انتشار آلاینده چقدر است؟ یعنی ما هم در به چالش کشیدن زندگی انسان ها و بیماری های ناشی از آلودگی آن ها سهیم هستیم؟" و صدها سوال این چنینی که ناشی از ناراحتی وجدان و استیصال در به دست آوردن پاسخ و راه حل آن است. 
خانم معصومه ابتکار در تازه ترین سخنان خود گفته است:  "متاسفانه ایران بدترین الگوی مصرف انرژی را طی سال های گذشته داشته است که یکی از دلایل آن یارانه ها بود". این که این گفته رئیس سازمان محیط زیست چه اندازه درست است و یا نه، هم به مطالعه نیازمند است و هم دانش تخصصی. این که ایران یکی از بالاترین عدم کارایی ها در بخش انرژی و مصرف آن را دارد سخن درستی است. این که ایرانی ها به گونه ای میانگین در حدود سه برابر استاندارد جهانی انرژی مصرف می کنند نیز بر مبنای داده های اقتصاد ایران قابل پذیرش است. این که متغیر قیمت هنگامی که بر مبنای روش ها و سازکارهای غیر بازاری تعیین شود نخواهد توانست وظایف ذاتی خود در  عملکرد بهینه  اقتصاد از جمله بخش انرژی را عمل کند نیز به شدت عقلایی و درست است. این ها و بسیاری گزاره های دیگر که به لحاظ علم اقتصاد گزاره هایی درست، معتبر و با پشتوانه نظری و کاربردی مناسبی تلقی می شود از حرف های درست و بدون ایراد است. اما اگر تنها با این مقدمات بخواهیم نتیجه گیری ای داشته باشیم که خوب پس چاره کار رها سازی قیمت به دست سازکار بازار است و افزایش قیمت انرژی و مشتقاتش می تواند به کاهش آلاینده و افزایش  کارایی انرژی و حل مشکل آلاینده ها و زیست محیطی ما شود، دچار یک کوتاهی منطقی شده ایم. چرا؟ چون مقدمات ما ناقص است و نشانی ها و آدرس های اشتباهی موجود یک نتیجه و تالی نامعتبر را برای بحثی عقلایی نمایان می سازد.
چرا ایرانی ها سه برابر استاندارد جهانی انرژی مصرف می کنند؟ چرا ایرانی ها بدترین الگوی مصرف انرژی را دارند؟ چرا ایرانی ها با اتومبیل هایشان به انتشار آلاینده ها می پردازند و محیط زیست خود را با چالش روبرو می کنند؟ 
متغیر قیمت تنها در بازار انرژی ناکارامد عمل نمی کند؛ دولت با انحصار همه جانبه  خود به تولید اتومبیل هایی با استانداردهای سوخت مصرفی سه دهه پیش می پردازد، عوارض گمرگی زیادی بر تکنولوژی موتورهای مدرن در اتومبیل های روز دنیا می بندد تا اتومبیل های عقب مانده خود را با قیمتی غیر اقتصادی به فروش برساند: در حالی که استانداردهای موجود برای مصرف سوخت به زیر پنج لیتر در صد کیلومتر رسیده است و حتی طرح هایی برای کاهش آن در اندازه های یک لیتر برای صد کیلومتر در بخش تحقیق و توسعه کمپانی های بزرگ و معتبر اتومبیل سازی خارجی دردست اقدام است، کمپانی های ناکارامد و هزینه بر و غیر اقتصادی انحصاری اتومبیل سازی ایران با حمایت های گسترده و غیر اقتصادی و تعرفه ای دولت اتومبیل هایی با مصرف 7 تا 11 لیتر در صد کیلومتر را به ایرانی ها با قمیت های گزاف می فروشند. تکنولوژی های تهویه و گرمایش و سرمایش مدرن ترین ساختمان ها سال ها از تکنولوژی های مدرن دنیا فاصله دارد؛ استفاده از سیستم های تهویه مطبوع قدیمی و رادیاتوری، عدم نصب دیوارهای عایق حرارتی و برودتی، عدم به کارگیری پنجره های عایق و دو و چند جداره، استفاده از وسایل حرارتی گازسوز با سیستم های احتراقی ناقص و ناکارامد و دودکش های هدر دهنده انرژی و بسیاری نمونه ها از این دست است که دولت ها و دولت های محلی (مانند شهرداری ها) هیچ برنامه، سیاست گذاری و طرحی برای برطرف ساختن آن در رویه های جاری خود ندارند. به همه این تکمیل کننده های مقدمه ناقص پیشین البته می بایست فرهنگ آسوده طلبی و غیر اقتصادی مصرف کردن ایرانی را نیز اضافه کرد. شاهدی بر این ادعا وضعیت آلودگی زیست محیطی جنگل ها و گردشگاه های ایران است که همه ما دیده ایم کوه انباشت شده از زباله و آلودگی در این مکان ها را که به سادگی قابل اجتناب است، استفاده بیش از اندازه و بی مسئولانه از نایلون ها و پلاستیک های تجزیه ناشدنی در خریدها و مصارف روزانه، عدم انضباط و پایبندی در تفکیک ذباله ها به تجزیه شدنی و تجزیه ناشدنی و از این دست.
به این شکل چرا ایرانی ها محیط زیست را آلوده می کنند و انرژی را ناکارامد مصرف می کنند؟ و آیا راه حلی وجود دارد؟ و آن راه حل چیست؟
سه عامل برخوردهای غیر کارامد دولت ها، فرهنگ نادرست مردم و قیمت باید در پاسخ لحاظ شود. انحصارها و دید تاجر بودن نزد دولت ها دسترسی به روش ها و تکنولوژی ها و تکنیک های مدرن را غیر ممکن می سازد. کالاهای انرژی بر ایران ناکارامد است چون دولت ها با آن به شکل پدیده ای برای تجارت و سود اندوزی برخورد می کنند و دسترسی مردم را به تکنولوژی روز محدود می کنند. دولت ها به جای حمایت بی اندازه و دراز مدت و بی نتیجه از صنایع ناکارامد داخلی از یکان یکان مردم برای بهبود امکانات و وسایل انرژی بر خود حمایت کنند. این راهی است که بسیاری از کشورهایی که قیمت انرژی و مشتقاتش را بازاری کرده اند رفته اند. تجربه ای موفق و منطقی.
فرهنگ مردم ایران در استفاده کالاهای آلاینده باید ارتقا یابد. این امر با آموزش های همه جانبه و غیر از آن با رعایت و مدارای یکان یکان ما ایرانی ها شدنی است: برای خرید های خود از کیسه های پارچه ای استفاده کنیم، نایلون ها را با خود به همراه برده و از آن ها استفاده ی چندین باره کنیم، طبیعت و محیط زیست بی نظیر خود را به راحتی آلوده نسازیم و همان تفکر "جنگل و کوه و دشت و دریا و خیابان و پارک و تمام مکان های عمومی مانند خانه خود" را عمل کنیم، ذباله های خود را تا حد امکان به تجزیه شونده و تجزیه ناپذیر تفکیک کرده و در مخازن رها کنیم. این ها کارهای مشکل و هزینه بری نیست و تنها اراده و عزم و دید بین نسلی و نسلی می خواهد. این توانایی در ایران وجود دارد و این روزها بیش از پیش مشاهده می شود.
در انتها می توان امید داشت که متغیر کاملاً اقتصادی قیمت وظیفه ذاتی خود را در بازارها، از جمله بازار انرژی به درستی انجام دهد؛ قیمت بازاری با خاصیت ذاتی خود به تخصیص بهینه و کارامد منابع می پردازد و تعادل پایداری را برای بازارهای انرژی و درست مصرف کردن آن برقرار می کند. زیرا همه چیزمان با یکدیگر هماهنگ است: تکنولوژی انژی بر ما مدرن است، فرهنگ ما اقتصادی مصرف کردن است و البته قیمت علامت دهنده درستی در چنین بازاری است. حالا اگر انرژی ناکارامد مصرف شود و محیط زیست آلوده می توان به مردمان خرده گرفت و البته بازار نیز با سازکار قیمت این نقیصه را جبران خواهد کرد.

۱۳۹۲ دی ۲۷, جمعه

خاک؛ دارایی غیر قابل فروش

نمایی از جزیره ایرانی ابوموسی
شاید هیچ گاه این اندازه نگران نبوده ام از خواندن خبری؛ با این که باور پذیر نیست و من اطمینانی به این خبر که در روزهای گذشته بسیار شایع شده و خوانده ام و شنیده ام ندارم، اما چون نتوانستم بر احساس بد درونی خود سرپوش بگذارم و سکوت کنم، خواستم در این برگ الکترنیک درباره این خبر توضیح کوتاهی بدهم تا هم نگرانی ام ثبت شده باشد و هم هوشیاری و آگاهی ایرانیان در بزنگاه های تاریخی برای تصمیم گیرندگان و سیاستمداران آشکار و تأکید شود.
در خبرهای چند ماه و به گونه ای ویژه چند روز اخیر سایت ها و شبکه های شنیداری و دیداری ای که اداره کنندگان و نیت آن ها به هیچ روی قابل شناسایی نبوده است، خبر داده اند  که دو جزیره ی ایرانی تنب کوچک و تنب بزرگ در مذاکراتی پنهانی با دولت امارات در آستانه ی واگذاری به آن کشور بوده و جزیره ی ایرانی سوم ابوموسی نیز در حال مذاکره و رایزنی سیاسی به منظور واگذاری به دولت امارات قرار دارد. این خبر هر چند غیر موثق و نامعتبر و غیر قابل پذیرش است، اما لازم است به مسوولان کشور، رئیس جمهور و کارگزاران  دستگاه دیپلماسی چند نکته گوشزد شود:
1. این جزایر بر مبنای اسناد موجود و کنوانسیون های حقوق بین الملل جزء جدایی ناپذیر خاک ایران بوده و به هیچ روی قابل مذاکره و معامله نخواهد بود. مذاکره برای آشکار سازی هر چه بیش و پیش تر این مستندات و رفع نقاط بدفهمی و برداشت های نادرست سمت اماراتی این مناقشه، امری ضروری و درست بوده و از پشتیبانی ایرانیان نیز برخوردار خواهد بود.
2. هیچ عمل پشت پرده و اقدام غیر شفاف و لابی گری سیاسی غیر رسانه ای برای این مذاکرات و اقدامات دیپلماتیک و گفتگوهای حقوقی، ضرورت و بستری نداشته و تنها به وجود آورنده ی شایعات و نگرانی ها و سلب شدن اعتماد عمومی جامعه ی ایران از دستگاه ها ی تصمیم گیرنده و اجرایی کشور خواهد بود.       
3. بهترین عمل برای رفع نگرانی ها و جلوگیری از دامن زده شدن به شایعات و دل مشغولی به حق مردم ایران که مالکان حقیقی و حقوقی خاک این سرزمین پر گوهر هستند، توضیح رسمی و ویژه ی دولتمردان و شخص رئیس جمهوری ایران در رد این شایعات و صحه گذاردن بر حفظ تمامیت ارضی و یکپارچگی سرزمین ایران و غیر قابل مذاکره بودن و معامله بودن آن می باشد.
سمت اماراتی مناقشه نیز بهتر است با معیار قرار دادن اسناد قانونی و حقوقی به حساسیت ایرانی ها بر روی خاک خود آشنا باشد و بداند که این سه جزیره نیز مانند چهار گوشه ی خاک پاکش برای تمامی مردمانش غیر قابل گذشت و فروش بوده و جان های پاک بسیاری برای ادامه ی درخشش امواج نیلگون خلیج پارس بر کرانه های این سه جزیره و تمامی این سرزمین در کالبد مردمانش بی قرار بوده و خواهد بود.       

۱۳۹۲ دی ۲۰, جمعه

کاشکی قیمت انفاس بدانندی خلق

رضا فرجی دانا، وزیر علوم دولت حسن روحانی در گفته های تازه اش آمار خروج متخصصان و اندیشمندان از کشور در هر سال را نزدیک به 150 هزار نفر اعلام کرده است. پدیده ای که هر چند نوین نیست و درازای چندین دهه ای دارد، اما در سال های گذشته شتاب بیشتری داشته و همان گونه که ایشان گفته اند زمانی این پدیده خود را به شکل بیماری نشان می دهد که این رفتن ها با بازگشتی همراه نبوده است. جالب ترین بخش گفته های فرجی دانا آن جاست که این سرمایه گران سنگ و بی مانند انسانی را پولی کرده و با متر و الگوی قابل درک برای همه اندازه گرفته است: یعنی جامعه ایران سالی نزدیک به 150 میلیون دلار پول از دست می دهد و تازه به نظر این موجودی اولیه ی سرمایه است و جریان سرمایه گذاری خالصی که این موجودی سرمایه در گذر زمان به گونه ای افزایش یابنده می آفریند چندین برابر رقم بیان شده خواهد بود.
روی سخن و پرسش این نوشته فراتر از رضا فرجی داناست -که البته یکی از مدیران شایسته علمی در ایران بوده و رزومه ارزشمندی در دوران ریاست خود بر دانشگاه تهران بر جای گذارده است- و آن این که چرا بمانند و یا چرا بروند و بازگردند؟
در متون اقتصادی مدرن و امروزی و در هنگامه صحبت از مباحث مربوط به سرمایه و سرمایه گذاری، به سرعت از روی  سرمایه های کلاسیک مانند: ماشین آلات، زمین و ساختمان ها و موجودی کالاها گذشته و تأکید بسیار زیاد و قابل اندیشیدن بر روی عامل انسانی سرمایه که در ادبیات اقتصادی از آن به عنوان سرمایه انسانی، سرمایه اجتماعی و یا نیروی کار نام می برند، می کنند. به بیان دیگر، مطالعات بسیار در کشورهای گوناگون و با امکانات متفاوت سرمایه ای نشان داده است که از دو عامل سرمایه مادی و انسانی، آن چه در درجه بالای اهمیت قرار دارد عامل سرمایه انسانی بوده و علی رغم نبود سرمایه های کلان و متنوع مادی، به شرط کارآزموده بودن و مدیریت دقیق و درست منابع انسانی، این سرمایه جریانی از سرمایه مادی را نیز تولید و به شکلی فزاینده همراه خود خواهد داشت. 
حال به جامعه خود باز می گردیم؛ سرمایه های مادی و امکانات فیزیکی به دلیل مدیریت های نادرست و غیر کارآمد و غیر شفاف، عملکرد مناسب و مطلوبی برای اقتصاد و جامعه ایران به همراه نداشته است و مشکلات فراوانی را نیز در جامعه گسترده و نهادینه کرده است. در چنین حالتی انتظار بارآوری و زایش سرمایه انسانی نه تنها ممکن نبوده است بلکه امری آرمانی نیز خواهد بود. 
اقتصاد دانان همواره بازگو کرده اند و فعالان اقتصادی با عمل خود بر گفته آنان محک قبولی زده اند که: "سرمایه جایی می رود که آسان ترین و بیشترین بازدهی را دارد". 
پاسخ اینجاست: چرا نروند؟ وقتی آسان ترین و بیشترین بازدهی سرمایه و دانش آن ها در اقلیم های دیگری به دست می آید. این بازدهی را فراتر از جریان پولی و مالی آن ببینید و بخوانید. چرا باز نمی گردند؟ وقتی سرمایه های مادی کشورمان به هدر می رود و بلای جانمان می شود، جایی برای سرمایه انسانی باقی نمی ماند. چه باید کرد؟ باید ساختارها و اندیشه ها و فکرها را پالایش کرد، جور دیگر و بهتری دید و البته عمل کرد و فضا و اقلیم را برای بارآوری و بازدهی سرمایه هایمان در دو شکل مادی و انسانی اش سالم، شفاف و کارآمد کرد. سرمایه انسانی اگر در زمین حاصل خیزی قرار داشته باشد، با خود سرمایه مادی فراوانی را نیز خواهد آورد، افزایشش خواهد داد، پایدارش خواهد کرد و از همه مهمتر اصول و روش های مدیریت نوین و علمی و کارآمد و بهره ور را نیز به ارمغان خواهد آورد. رضا فرجی دانا درست گفته است و کلید حسن روحانی باید قفل این پدیده پارادکسی را باز کند؛ اگر بخواهد و اگر بتواند.

۱۳۹۲ دی ۱۹, پنجشنبه

می شه پرنده باشی اما رها نباشی | مفهوم زندگی رو از یاد برده باشی*


















می شه پرنده باشی اما رها نباشی
می شه دلت بگیره اسیر غصه ها شی
حالا که آسمونم دنیای تازه ای نیست
اون وقت یه جا بشینی محو گذشته ها شی
ترسیده باشی از کوچ اوجو ندیده باشی
واسه یه مشته دونه اهلی آدما شی
تو سایه ها بمونی درگیر سایه ها شی
مفهوم زندگی رو از یاد برده باشی
دلت بخواد دوباره از ته دل بخونی
از ترس ریزش اشک غمگین و بی صدا شی!

صفا لطفی  

* برای شنیدن و دانلود این ترانه ی زیبا با صدای سیاوش قمیشی و نصر الله معین می توانید از لینک زیر استفاده نمایید:

۱۳۹۲ دی ۱۷, سه‌شنبه

شمشیر نگسلاند پیوند مهربانان *

نوازندگان تار در موسیقی ملی ایران بی شمار بوده اند و هستند. اما من صدای تار دو تن از این هزاران را بیش از دیگران دوست دارم: جلیل شهناز و فرهنگ شریف. معنی این دوست داشتن فراتر از سلیقه شخصی است. این هر دو از زبردستان صاحب سبک و برخوردار از روش خاص تار نوازی بوده اند و هستند؛ جلیل خان شهناز از میان ما رفته است ، اما فرهنگ خان شریف با آن صدای جادویی و سحر انگیز تار خود هنوز برای جان های عاشق شنیدن نوای این ساز آسمانی می نوازد. صدای ساز شریف در بسیاری از برنامه های موسیقی ایرانی از سال های ابتدایی دهه ی بیست خورشیدی در رادیو ملی ایران و همراه با صدای بسیاری از ستارگان و نوابغ موسیقی ایرانی شنیده شده است. از زیباترین و به یادماندنی ترین تار نوازی هایش در اجرای آوازی با محمد رضا شجریان بوده است که سال ها پیش در آلبومی به نام "پیوند مهر" منتشر شد. در هر دو آواز این مجموعه، شنونده موسیقی ایرانی را شریف با صدایی بی مانند و یگانه از ساز تار روبرو می کند که ظرافت و سبکی خاصی داشته و با تمام کلمات و اوج و فرود شعر و آواز بی نظیر شجریان سازگاری و هماهنگی دارد. ترکیب سه گانه ای از اوج های فرهنگ ایرانی: شعر، ساز و آواز؛ غزل های  دردانه سعدی شیرازی، تار یگانه فرهنگ شریف و  آواز روح نواز محمد رضا شجریان.
فرهنگ شریف مجموعه کم نظیری از تکنوازی های تار به همراه تنبک را در آلبوم هایی به نام های: "عاشقانه ها"، "اصفهان"، "شور معشوق"، "کرشمه"، " عشاق"، "زخمه" و "زمرد" منتشر و به گنجینه ماندگار موسیقی ایرانی ارزانی داشته است. آخرین اثر منتشر شده فرهنگ شریف در آلبومی با نام "چنگ اورنگ" در دو لوح فشرده و توسط موسسه وزین آوای باربد بوده است که مانند سایر آثار و نواخته هایش شنیدنی و جان نواز است.
این روزها خبر هایی از ناخوشی فرهنگ شریف در جامعه موسیقیدانان ایرانی شنیده می شود. مهر گردون آرزوی سلامتی و پایندگی او را دارد تا باز هم با سر پنجه های یکتایش از تکه چوب و پوست و سیم برایمان آواهایی ماندگار بیافریند و گوش های جانمان را از پیوند های مهر و مهربانی مالامال کند.
* برگرفته از غزل سعدی شیرازی و آواز اجرا شده در آلبوم پیوند مهر.