این که دیگر نمی توان بدون دسترسی به اینترنت و شبکه های سایبری در دنیای کنونی زندگی کرد، تا حدود بسیار زیادی گزاره ای درست ارزیابی می شود. و این که این دنیای دیرین و به شدت نو شونده و پر جاذبه، راه های کوتاه تر و بهتری را برای آگاهی و دسترسی به اطلاعات و داده ها پیش روی ما گشوده است، واقعیتی غیر قابل پنهان ساختن است.
مسأله در دنیای سایبری برای کاربران ایرانی از جایی می تواند موضوع اندیشیدن و دقت قرار گیرد که دیده می شود موجی بلند و فراگیرنده در این دنیای پر امکان در حال شکل گیری است که خود را با احساسات و عواطف صرف انسان ها درگیر ساخته و بدون این که خواننده و بیننده و شنونده ی محتوای مجازی بتواند تحلیلی داشته باشد، فکری کند، راه حلی بیابد و سپس به کاربست آن راه حل در دنیای عمل بپردازد، تنها به فوران هیجانات و احساسات استفاده کننده ی محتوا دست یازیده و سبب پدیداری غصه ها و یا شادی های زودگذر و یا دیر پا در نهاد او می گردد. کافی است هر یک از ما که زمانی قابل توجه را در فضای مجازی برای امور گوناگون می گذرانیم به عکس ها، نوشته ها و محتواهای شنیداری و دیداری ای که در این گردش های مجازی با آن روبرو می شویم توجه نماییم؛ حجم نه چندان کمی از این محتوا شامل مطالبی است که تنها باعث دستکاری احساسات و هیجان در انسان می گردد، بدون آن که چیزی به ما بیفزاید و یادمان دهد و یادآوریمان کند و بتواند در تغییرات و جهت گیری های آینده ی ما جایگاهی به خود اختصاص دهد. بدن های خونین، بچه های آلوده و شناور در فقر، بچه های سوخته و رنجدیده و نوشته های احساسی و بدون هیچ پشتوانه ی فکری و منطقی نمونه هایی فراوان و در دسترس همگان برای این ادعا است.
این که فضای مجازی دنیای بی در و پیکری است و آزادی تبادل اطلاعات از اصول بدیهی و نقاط مثبت آن نسبت به فضای حقیقی -لااقل در کشورهای کمتر شکیبا و روادار- است، امری پذیرفته است و این نوشته خرده ای بر این ندارد و حتی احساس خطری از این جنبه نمی کند و تنها بر این باور است که هر چه فضای مجازی ایرانی بیشتر به سمت دستکاری احساسات و هیجانات متقاضیانش برود و از آگاهی بخشی های مؤثر و چاره ساز و عملگرایانه فاصله ی بیشتری بگیرد، هم سلیقه ی مشتری های خود را پایین می آورد و هم آهسته آهسته متقاضیان خود را نسبت به بسیاری از ناگواری ها و تلخی های زندگی اجتماعی خنثی و بی تفاوت می سازد و هم باعث فاصله گرفتن بیشتر تولید کنندگان محتوای مؤثر از این فضای مغتنم و بسیار کاربردی و اثرگذار می گردد. دستاورد این سه اثر از دست رفتن خاصیت و اثرگذاری این ابزار کارآمد و مترقی آگاهی بخش در آموزش و بهینه سازی منابع انسانی جامعه خواهد بود. بهتر است در تولید محتوای خود در فضای مجازی کمی از مزه ی ایرانی احساسی ساختن و هیجان افروزی به سمت آگاهی بخشی و اندیشه سازی و واقع نگاری حرکت نماییم تا از کارآمدی ابزارهای عمومی و در دسترس همگان برای بهبود روزها و روزگارمان کمتر کاسته گردد.







+%5BB%5D.jpg)
