۱۳۹۲ تیر ۶, پنجشنبه

مرا گویی چه می جویی دگر تو | ورای روشنایی؟ من چه دانم؟!

مرا گویی که رایی؟ من چه دانم؟!
چنین مجنون چرایی؟ من چه دانم؟!
مرا گویی بدین زاری که هستی
به عشقم چون برآیی؟ من چه دانم؟!
منم در موج دریاهای عشقت
مرا گویی کجایی؟ من چه دانم؟!
مرا گویی به قربانگاه جان ها
نمی ترسی که آیی؟ من چه دانم؟!
مرا گویی اگر کشته خدایی
چه داری از خدایی؟ من چه دانم؟!
مرا گویی چه می جویی دگر تو
ورای روشنایی؟ من چه دانم؟!
مرا گویی تو را با این قفس چیست
اگر مرغ هوایی؟ من چه دانم؟!
مرا راه صوابی بود گم شد
از آن ترک ختایی! من چه دانم؟! 
بلا را از خوشی نشناسم ایرا
به غایت خوش بلایی! من چه دانم؟!
شبی بربود ناگه شمس تبریز
ز من یکتا دو تایی! من چه دانم؟!
جلال الدین محمد بلخی (مولوی)

۱۳۹۲ خرداد ۲۷, دوشنبه

اکنون، تو رفته ای، تو رفته ای تو رفته ای تو رفته ای *

جلیل شهناز تار جدایی را نواخت.
مهر گردون یاد و نام آفریننده ی زیباترین نغمه های ایرانی با صدای جاودانه و یگانه ی سازش را گرامی می دارد.  

پست وابسته
پست وابسته
پست وابسته  

* برگرفته از متن ترانه ی زیبای «با نام تو»  از آلبوم جاودانه ی «دلاویزترین» با صدای بی مانند زنده یاد محمد نوری و آهنگ محمد سریر. این اثر به یاد ماندنی را می توانید بر رو ی یوتوب در لینک زیر ببینید و بشنوید:
گنجینه ی موسیقی ایرانی - تک آهنگ ها

۱۳۹۲ خرداد ۲۰, دوشنبه

واکاوی های هزینه-فایده؛ روشی درخور برای هر تصمیم گیری

اقتصاد دانان، متخصصین سیستم های اقتصادی-اجتماعی، مدیران و راهبران سیستم ها برای امکان سنجی و تصمیم گیری های خود در موارد گوناگون، از روش شناخته شده و مناسبی به نام «واکاوی های هزینه-فایده» (Cost-Benefit Analysis) استفاده می کنند. اساس این روش در تصمیم گیری، بر لیست کردن هزینه های یک تصمیم، اعم از آشکار و پنهان و به همین گونه فایده های آن و مقایسه ی این دو سو با یکدیگر استوار است. هر گاه برایند فواید اجرای یک تصمیم بر برایند هزینه های آن پیشی بگیرد، عمل تصمیم عاقلانه و ارزشمند خواهد بود. این روش فراتر از تصمیمات اقتصادی و مدیریتی، قابل گسترش به سایر حوزه های تصمیم گیری و در یکایک انتخاب های زندگی فردی و اجتماعی بوده و فرایندهای تصمیم گیری را با ترسیم نمودارهای هزینه و فایده ی آن ها، آسان تر می نماید. این نوشته جدای از تئوری های پر شمار و آموزنده ی این روش، تنها به دنبال بیان چند نکته ی کلی در به کارگیری این روش و اطمینان بخشی بیشتر در تصمیمات روزانه خواهد بود.
1. همواره در بررسی هزینه ها و فایده های یک تصمیم، به این توجه کنید که ساده ترین بخش یک هزینه و یا فایده قسمتی از آن است که با عدد قابل اندازه گیری است. سمت پنهان و غیر قابل متر یک تصمیم، مهمترین سمت آن بوده که فرد باید با داده ها و اطلاعات به کشف و عددی کردن آن مبادرت نماید. حقوق و دستمزد پرداختی به یک تیم مدیریتی در یک سازمان به سادگی قابل اندازه گیری است، اما هزینه های ناشی از ناکارآمدی ها و کمبودهای آن تیم در اداره ی سازمان و تصمیمات به سادگی با عدد قابل اندازه گیری نبوده و نیاز به بررسی و مقایسه با سایر آلترناتیوهای مدیریتی دارد.
2. در یک تصمیم، به «هزینه های فرصت از دست رفته»ی تصمیم خود توجه نمایید. یک تیم مدیریتی گزینش شده توسط شما برای اداره ی سازمانتان مساوی با چشم پوشیدن بر سایر تیم های مدیریتی خواهد بود. هزینه ها و فواید تیم های مدیریتی آلترناتیو را همواره لیست و با یکدیگر مقایسه کنید.
3. وضعیت فعلی خود را با شاخصه هایی به گونه ای دقیق ترسیم نمایید. ضعف ها و قوت های آن را با علائم قرمز و سبز بزرگنمایی کنید. هر چه تصمیم شما قابلیت تبدیل علائم قرمز بیشتری را به سبز داشته باشد، عاقلانه تر و پر فایده تر است و رفاه سازمانی شما را افزایش می دهد.
4. پیامدهای برونی یک تصمیم باید در عمل تصمیم مورد بررسی قرار گیرد. هر تصمیم شما در برگیرنده ی مقادیری پیامد برون سازمانی مثبت و منفی خواهد بود. تصمیمی قابل اطمینان خواهد بود که پیامدهای برونی مثبت بیشتری را در بر بگیرد. گزینش یک تیم مدیریتی برای سازمان شما در روابط بین سازمانی شما و به گونه ای تبعی در ارتقای رفاه سازمانی شما نیز مؤثر خواهد بود.
5. سازمان ها خود در بر گیرنده ی زیر سازمان هایی بوده و در همان حال در دل سازمان های بزرگتری فعالیت می کنند. عمل تصمیم سازمانی شما باید با نگاه به این فرا سازمان ها و زیر سازمان ها انجام گیرد و از فضایی انتزاعی و تئوریک به فضایی عملیاتی و واقعی وارد شود.
6. عمل تصمیم خود را به گونه ای انجام دهید که پویایی و گونه گونی لحظه لحظه ی سازمانی در آن دیده شده باشد. به عبارت دیگر تصمیم یک فرایند است و عنصر زمان در آن مؤثر. تصمیماتی که از قدرت انعطاف و ساز و کار تصحیح خطای کمتری برخوردارند، به همان میزان از کاربردی بودن در دنیای عمل و نتیجه بخشی مفید دور خواهند بود. عمل تصمیم خود را با سناریوهای چند گانه و جانشین پیش برده تا در مواقع لزوم دچار بی عملی و فقدان تصمیم نشده تا مجبور به ترک میدان بازی نباشید.

۱۳۹۲ خرداد ۱۴, سه‌شنبه

اقتصاد علم تصمیم گیری؛ پس از دیدن همه ی چیزها

اشتباه دیداری اسکیمو
خوب، حالا فرض کنید که من کارگری استخدام کرده ام تا به ازای یک صد پنج سانتی در مزرعه ی من یک گودال حفر کند. بعد از عقد این قرارداد بین من و آن کارگر، مسوول مالیات سر می رسد و یک صد پنج سانتی از من می گیرد و آن را به وزارت کشور می رساند. پرادخت این مالیات مرا از به جای آوردن تعهدم در آن قرارداد باز می دارد، و قرارداد ما نقض می شود، اما وزیر کشور یک ظرف غذای دیگر به شامش اضافه می کند. 
بر چه اساسی می توانید این هزینه ی مالیاتی را مشوق صنعت ملی کشور بدانید؟ آیا نمی بینید که این فقط یک انتقال ساده ی مصرف و نیروی کار است؟ یک وزیر کابینه غذای خود را مجلل تر کرده است؛ درست است، اما زهکشی آب مزرعه ی یک کشاورز نیز به مشکل برخورده است؛ و این نیز درست است. یک برگزار کننده ی میهمانی در پاریس یک صد پنج سانتی دریافت کرده است، اما یک کارگر حفاری پنج فرانک از دست داده است. همه ی آن چه می توان گفت این است که ضیافت شام رسمی و برگزار کننده ی مهمانی قابل رویت هست و مزرعه ی خشک و کارگر بی کار دیده نمی شوند.
خدای خوبم! اثبات این که در اقتصاد سیاسی دو به علاوه ی دو مساوی چهار است چه اندازه مشکل است و اگر موفق به این کار بشوید هم مردم فریاد سر می دهند که «گوش فرا دادن به مباحثی چنین بدیهی، به غایت خسته کننده است»، اما بعد از این همه نیز رأی خود را چنان به صندوق می اندازند، گویی شما چیزی را به آن ها ثابت نکرده اید. 

فردریک باستیا (Frederic Bastiat)
اقتصاد دان فرانسوی (1850-1801)
برگرفته از کتاب الکترونیک «آن چه دیده می شود و آن چه دیده نمی شود» (What is seen and what is unseen)
موسسه چراغ آزادی (www.cheragheazadi.org)