۱۳۹۱ دی ۱۱, دوشنبه

Happy New Year 2013






















Dashing through the snow
In a one horse open sleigh
O'er the fields we go
Laughing all the way
Bells on bob tails ring
Making spirits bright
What fun it is to laugh and sing
A sleighing song tonight

Oh, jingle bells, jingle bells
jingle all the way
Oh, what fun it is to ride
In a one horse open sleigh
Jingle bells, jingle bells
Jingle all the way
Oh, what fun it is to ride
In a one horse open sleigh

A day or two ago
I thought I'd take a ride
And soon Miss Fanny Bright
Was seated by my side
The horse was lean and lank
Misfortune seemed his lot
We got into a drifted bank
And then we got upsot

Oh, jingle bells, jingle bells
jingle all the way
Oh, what fun it is to ride
In a one horse open sleigh
Jingle bells, jingle bells
Jingle all the way
Oh, what fun it is to ride
In a one horse open sleigh yeah

Oh, jingle bells, jingle bells
jingle all the way
Oh, what fun it is to ride
In a one horse open sleigh
Jingle bells, jingle bells
Jingle all the way
Oh, what fun it is to ride
In a one horse open sleigh

By James Lord Pierpont
1822-1893

Link for listen and download this song:
The most indelible songs treasure 
Related Post

۱۳۹۱ دی ۶, چهارشنبه

نه آخر هر شبی دارد نهاری؟ | نه آید هر زمستان را بهاری؟ *

           * برگرفته از مثنوی جمشید و خورشید سلمان ساوجی
              بخش 68 - نامه ی خورشید به جمشید
           ** نگاره برگرفته از گوگل ایمجز

۱۳۹۱ دی ۱, جمعه

دانه ی برف... اشکی نریخته! *


































دلتنگی های آدمی را،
باد ترانه ای می خواند؛
رویاهایش را،
آسمان پر ستاره نادیده می گیرد؛
و هر دانه ی برفی به اشکی نریخته می ماند.

سکوت سرشار از سخنان ناگفته است،
از حرکات ناکرده،
اعتراف به عشق های نهان،
و شگفتی های به زبان نیامده.

در این سکوت حقیقت ما نهفته است؛
حقیقت تو،
و من.

مارگوت بیگل
برگردان احمد شاملو

* قطعه ی آغازین آلبوم به یادماندنی و شنیدنی «سکوت سرشار از ناگفته هاست»، با برگردان و دکلمه ی زیبای احمد شاملو بر روی سروده های دل انگیز مارگوت بیگل و موسیقی بی مانند بابک بیات. مهر گردون زمستان یک هزار و سیصد و نود و یک را با این قطعه ی زیبا و جاودانه می آغازد؛ به امید روزهایی سپید و سراسر خوشی. برای شنیدن و دانلود این قطعه می توانید از لینک زیر استفاده نمایید:

۱۳۹۱ آذر ۳۰, پنجشنبه

شیشه ی می در شب یلدا شکست*

از غم عشقت دل شیدا دل شیدا شکست
شیشه ی می در شب یلدا شب یلدا شکست
بسکه زدم خار مغیلان به کف
خار مغیلان همه در پا شکست عزیز دلم عزیز دلم
 ما همه چشمیم و تو نور ای صنم تو نور ای صنم
چشم بد از روی تو دور ای صنم تو دور ای صنم
زلفو به رخسارو چو افشان کنی چو افشان کنی چو افشان کنی
حالت جمعی تو پریشان کنی پریشان کنی پریشان کنی
وایو به حال دل شیدا دل شیدای من
وایو به حال دل شیدا دل شیدای من
من از تو دوری نتوانم دگر
وز تو صبوری نتوانم دگر
توانم دگر توانم دگر

زنده یاد علی ظهیر الدوله

* این کلام دلنشین از تصنیف های قدیمی موسیقی ایرانی در دستگاه بیات اصفهان است که منسوب به علی ظهیر الدوله است. خنیاگران بسیاری این کلام را با صدای خویش به یادگار گذارده اند که یکی از زیباترین های آن با صدای شهرام ناظری در کاستی به نام دل شیدا در زمستان 1371 خورشیدی به بازار موسیقی ایرانی روانه شد. این آلبوم که حاصل همکاری گروه اساتید موسیقی ایران به سرپرستی فرامرز پایور بود، با نوازندگی بزرگان و مفاخر سازهای ایرانی چون تار جلیل شهناز، کمانچه ی اصغر بهاری، تنبک محمد اسماعیلی، نی حسن ناهید و سنتور فرامرز پایور به یکی از ماندگار ترین و شنیدنی ترین آثار موسیقایی در موسیقی ملی ایران تبدیل شد. آواز زیبا و اساطیری شهرام ناظری نیز جذابیتی دو چندان را در آن به یادگار گذارد. مهر گردون به مناسبت بلندترین شب سال (شب چله یا یلدا) این قطعه ی ضربی و بی مانند را پیشکش نموده و آرزوی گرمی دل ها و به بار نشستن امیدهای ایرانیان و پایندگی ایران زمین را دارد. یلدایتان خوش. 

برای شنیدن و دانلود این ترانه می توانید از لینک زیر استفاده نمایید:

۱۳۹۱ آذر ۲۴, جمعه

هر گه مژه بر هم رسد این باغ خزان است | تا فرصت نظاره بهار است ببینید

دل خلوت اندیشه ی یار است ببینید
این آینه در شغل چه کار است ببینید
زان پیش که بر خرمن ما برق فرو شد
آن شعله که امروز شرار است ببینید
در بحر چو گوهر نتوان چشم گشودن
امروز که گوهر به کنار است ببینید
بر نسخه ی هستی مپسندید تغافل
هر چند خطش جمله غبار است ببینید
حرفیست به نقش آمده نیرنگ دو عالم
دیگر به شنیدن چه مدار است ببینید
سرمایه ی هر ذره ز خورشید مثالیست
این قافله ها آینه بار است ببینید
از کثرت آیینه ی رعنایی آن گل
هر بلبل ازین باغ هزار است ببینید
از حلقه ی زنجیر تحیر نتوان جست
هر شش جهت آیینه دچار است ببینید
از جلوه چه لازم به خیال آینه چیدن؟
ای غیر پرستان همه یار است ببینید
هر گه مژه بر هم رسد این باغ خزان است
تا فرصت نظاره بهار است ببینید
هر جا نم اشکی بتپد در کف خاکی
ای خوش نگهان بیدل زار است ببینید

بیدل دهلوی