۱۳۹۰ آذر ۶, یکشنبه

تهی شده جامم ز باده چرا؟



















بهار من اکنون که گشته خزان
گرفته چو عمرم غبار زمان
چرا ننویسم حکایت خود؟
کنون که بخواندم کتاب جهان
چرا که ننالم که محرم و یاری از آن همه یاران نمانده مرا؟
چرا که نسوزم که شمع مرادی ز لاله عذاران نمانده مرا؟
تهی شده جامم ز باده چرا؟
زمانه مرادم نداده چرا؟
چو بزمی گیرم ز شمعی گرمی که شوری در دل گذارد
ز بس نیرنگ و ریا برخیزد، جدایی آرد به جای وفا
در این بازار فسون و ریا
دریغا گم شد بهای وفا
مرا کز غم جام لبریزم
چرا نبرم رو به سوی خدا؟
که جز او نداند دوای مرا
که او می بیند رضای مرا
چرا که ننالم که محرم و یاری از آن همه یاران نمانده مرا؟
چرا که نسوزم که شمع مرادی ز لاله عذاران نمانده مرا؟
تهی شده جامم ز باده چرا؟
زمانه مرادم نداده چرا؟

رحیم معینی کرمانشاهی

این ترانه ی زیبا در ابتدای برنامه ی شماره 544-ب، گلهای رنگارنگ با صدای گران سنگ و جاودانه ی بانو الهه اجرا شده است که یکی از زیباترین ترانه های اجرا شده توسط خانم الهه در رادیو ملی ایران است. آواز این برنامه را عبدالوهاب  شهیدی و سیاوش شجریان خوانده اند. برای دانلود و شنیدن این برنامه، می توانید از این لینک استفاده نمایید: 

هیچ نظری موجود نیست: