دیر یا زود و در همین نزدیکی ها، در هتل کوبورگ وین در اتریش، توافقی تاریخی میان ایران و شش کشور مؤثر در مناسبات بین الملل به دست خواهد آمد. ایران وشش کشور درگیر در این مذاکرات، هر یک سهم خود از این بازی چانه زنی را به دست خواهند آورد. آن چه اما در ورای مذاکرات و مفاد آن و داوری درباره آن (که کار تخصصی ای است و علم و آگاهی بسیاری از تمامی جوانب و زوایای این بازی نیاز دارد ) به دست خواهد آمد، یک نکته بسیار مهم برای ایران و ایرانیان است. اگر در پس این توافق، گردش بر مدار عقلانیت شکل گرفته پیرامون آن ادامه یابد و تصمیم سازان و سیاست مداران ایران بر بازگشت به تصمیم گیری ها و سیاست گذاری ها بر مبنای روش های علمی و تخصصی و کاربست آن در جامعه اقدام نمایند، شاید سایه سیاه ظهور و بروز جریانات ناکارامد و غیر کارشناس در سال های آتی -که جامعه ایران امروز بیش از همیشه به مضرات چنین جریاناتی واقف است- در افق سیاسی ایران برای همیشه از فضای جامعه رخت بر بندد.
جامعه ایران، امروز و پس از پایان هشت سال پر از ابهام و آسیب در تمامی ارکان وجودی خود از اقتصاد و سیاست گرفته تا فرهنگ و اخلاق به خوبی می داند که اگر بار دیگر اداره کشور به دست افرادی ناشایست برای اداره آن سپرده شود، برگشت و بازگشت، کار بسیار دشوار و شاید محالی باشد. صدمات هشت سال دولت مداری غیر دولتمردان در ایران، جامعه را با چنان مشکلات و آسیب هایی روبرو کرده است که عبور از هر یک از آن ها به گونه ای قطعی زمانی بیش از این هشت سال نیاز خواهد داشت. بن بست های سیاست گذاری در تمامی جوانب اقتصاد ایران یکی از نمونه های بارز و آشکار این آسیب هاست که برای مردمانی که آگاهی چندانی از علم اقتصاد و ساز و کارهای آن ندارند نیز قابل درک و مشاهده است.
جامعه ایران پس از توافق تاریخی و آشتی با جهان، نیاز به آشتی با خود و شناختن راه از چاه دارد و البته بخت بلند آن که از خاکستر آن هشت سال ناکارامدی، چون نیک نگریسته شود ققنوسی از آموزه و تجربه به یاری جامعه برخاسته و چراغ های پر نوری برای مسیر راه آینده در اختیار قرار داده است. بزرگترین آموزه این سال ها که با هزینه های بسیاری (بیش از هزینه های مادی و منابع به هدر رفته پولی، هزینه های اجتماعی و زیان های وارده به سرمایه انسانی را در نظر بگیرید) بر جامعه ایران و مردمان ایران گذشته است، رفتار بر مبنای علم و تخصص و پرهیز از هیجان و احساس در حیطه تصمیم گیری و سیاست گذاری است.
این توافق و بازگشت اگر چه پر هزینه و همراه با تأسف از روزهای رفته با بی تدبیری است، اما منافع بسیاری برای مردمان این سرزمین به همراه خواهد داشت؛ نه از حیث آزادی پول های بلوکه شده و رفع تحریم ها که البته امری مبارک است، بلکه از جنبه نیازمودن آزموده ها. یعنی پس از این بازگشت باید طرحی نو در تصمیم گیری در انداخت و کار را در تمامی امور به دست کاردانان سپرد. به امید روزهایی چنین.

