۱۳۹۵ مهر ۶, سه‌شنبه

۱۳۹۵ شهریور ۲۱, یکشنبه

اقتصاد موریانه زده!

1. به هر سو می روی و هر گوشه از چهارگوشه دنیای در حال انفجار اطلاعات را می کاوی اخبار بدی از فساد، دزدی، اختلاس، سوء استفاده، سوء مدیریت و بی اخلاقی اشباع شده در فضای اقتصاد ایران متأثر و بیمناکت می کند.
2. ماجرا از نزدیک به 100 سال پیش آغازیدن گرفته است: کشف نفتی که می رفت تا دستگاه های حفار دارسی از نا امیدی رسیدن به آن به کار خود پایان دهند و به خانه بازگردند. اما شبی صدای غرش هولناکی حاصل از شکافته شدن لایه زمین و فوران نفت همه چیز را طور دیگری رقم زد. ایران در 1287 خورشیدی در مسجد سلیمان به نفت رسید.
3. تاریخ اقتصادی ایران در سده پس از آن به خوبی وابستگی اقتصاد ایران به این درآمد سرشار و آسان را آهسته آهسته و البته پیوسته به تصویر می کشد (الا یکی دو برهه سرنوشت ساز). برخی تحلیل گران ریشه اقتصادی سقوط محمد رضا شاه را شوک اول نفتی (1973 میلادی) و رقص دلارهای برآمده از آن می دانند. آن چه قابل انکار نیست البته درآمدهایی است که بیش از 4 برابر بزرگ شده است و خزانه کشوری که از انبوه دلار نفتی به وجد آمده، سر از پای نشناخته و کشوری که گویی از فراوانی دلار نفتی می تواند سیگار خود را نیز در دلار بپیچد!
4. ماجرا هر روز ابعاد بزرگ تری از اعتیاد به این دارایی بی حساب و کتاب را آشکار می سازد. پس از انقلاب ایران و گذر از سال های پر آشوب جنگ ایران و عراق آن چه ایران را دوباره می سازد یا پول نفت است و یا دلارهای وام گرفته شده از دنیای خارج. اما در خلال این ساخت و ساز و خرج دلارهای نفتی پای این گزاره بیش از پیش به میان می آید: «جایی که پول هست، فساد نیز هست». خبر مبهم اختلاس 123 میلیارد تومانی از بانک صادرات مانند بمبی در جامعه آن روز ایران می ترکد.
5. سال 1384 است. دولتی بر می آید که رئیس آن با وعده مبارزه با فساد و گرفتن گلوی فاسدین و رسوا کردنشان بر اریکه قدرت می نشیند. بالاترین قیمت جهانی نفت ایران از ابتدای آن غرش مهیب نیمه شبان 1287، در 1391 در حدود 110 دلار برای هر بشکه رقم می خورد و طرفه این که نزدیک به 600 میلیارد دلار نفت در فاصله 1384 تا 1392 فروخته می شود، روانه خزانه شده و البته گویی خزانه دارای حفره هایی بزرگی در کف خود بوده است! دلاری نمی ماند، اما آثار خارجی نامطلوب جامعه نیز نشانی از خرج این حجم عظیم منابع دلاری را نشان نمی دهد (این رقم 600 میلیارد دلار را با کل درآمدهای نفتی ایران تا این تاریخ که نزدیک به 1200 میلیارد دلار بوده است نگاه کنید). 3000 میلیارد تومان رقم جدیدی برای اختلاس پس از 123 میلیارد تومان است. این بار در بانک ملی.
6. دولت جدیدی بر سر کار آمده است. اکنون نیمه دوم سال 1392 است. ارقام برون افتاده از پرده نشان دهنده غارت هایی وسیع و بی اندازه از منابع ملی در 8 سال گذشته است؛ «جایی که پول خروار خروار است، چگونه انتظار می رود فساد نباشد؟!»
7. 1395 است؛ نوع دیگری از فساد رو شده است: حقوق هایی که سر به فلک می کشد؛ آن هم در سیستم دولتی و برخی مدیران ناکارامد آن. این پرونده بسته نشده است تاراج املاک شهر تهران از سوی دولت محلی و شهرداری خودی نشان می دهد. مجال سر تکان دادن نداری: رقم تازه از دود شدن 8000 میلیارد تومان از پول آموزگاران بیچاره و کم توان و زحمتکش ایران در صندوق متعلق به آنان پرده بر می دارد و این قصه سر دراز دارد.
8. ریشه همان صدای غرش مهیب آن شبانگاه است. با خود بیندیشید که اگر ایران نفت نمی داشت و یا درآمد نفت آن به بودجه دولت وارد نمی شد و دولت ایران نیز باید مالیات می گرفت تا حکمرانی کند آیا مجالی برای این فساد ها می یافت؟ 
9. اسحاق جهانگیری معاون اول دولت فعلی ایران گفته است که فساد مانند موریانه ای به جان اقتصاد ایران افتاده است. ساده ترین و در عین حال رسا ترین سخن همین است و البته موریانه آن قدر چوب را می خورد، درون کالبدش را خالی کرده تا ناگاه فرو ریزد.                      
10. چاره چیست؟ موریانه ها باید کشته شوند و البته این شبکه تو در توی موریانه و هر جا رسوخ کرده کار را بسیار دشوار ساخته است. مهم تر آن است که چه کسی می خواهد موریانه ها را بکشد؟ آیا موریانه ها جایی را هم سالم باقی گذارده اند؟       

۱۳۹۵ شهریور ۱۸, پنجشنبه

ارزش یا ایدئولوژی؟

























ارزش ها در تمام واقعیت های پیش روصادقانه مصداق دارند، اما ایدئولوژی همیشه خود را از هر واقعیتی بالاتر می داند.

«جسارت امید»؛ باراک اوباما
برگردان ابوالحسن تهامی

۱۳۹۵ شهریور ۱۷, چهارشنبه

۱۳۹۵ شهریور ۱۴, یکشنبه

دردناکی حال و آینده یکسان!
















«حال» را می شود با درد گذراند، اما تصور دردآلود بودن آینده و دوام بدون دگرگونی «حال»، انسان را از پا در می آورد. بهشت وعده کاملی نیست.

«ابن مشغله»؛ نادر ابراهیمی