۱۳۹۲ اردیبهشت ۲۶, پنجشنبه

نا اطمینانی ها و تصمیم گیری درست

1. کسانی که آشنایی و نزدیکی با بازارهای مالی دارند یکی از مهمترین وظایف فعالین این بازارها را مدیریت خطرهای  ناشی از تصمیم گیری در شرایط عدم اطمینان می دانند. به گونه ای مشابه، استراتژیست های بازار و مدیران بازاریابی نیز از تصمیم گیری های خود در شرایط نا اطمینانی، از خواندن دست رقبا در ارائه ی محصولات جدید گرفته تا راهبردهای گسترش بازار محصول خود، ریسک های زیادی را پذیرفته و تلاش برای کمینه سازی آن را در برنامه های خود دارند. به این لیست اقتصاد دانان، جامعه شناسان، سیاست مداران و در یک کلام تمامی متخصصین علوم انسانی را می توان افزود. این که عدم اطمینان و ریسک های ناشی از تصمیم سازی و تصمیم گیری در چنین شرایطی از ملزومات هر حوزه ای از علوم انسانی است، امری اجتناب ناپذیر و کم و بیش پذیرفته شده ای است، چرا که بازیگرانی که قرار است تصمیم های متخصصین را محک بزنند، انسان های جامعه هستند که هر چند ما به ریزه های رفتار آن ها نیز در تصمیم خود تمرکز کرده باشیم، باز انسان است و هیچ کداممان مانند دیگری به گونه ای صد در صد نه می اندیشد و نه تصمیم می گیرد و نه تصمیم گرفته شده را می پذیرد. 
2. من بارها در زندگی شخصی، حرفه ای و اجتماعی خود دقت کرده ام: آن جایی که اعتماد و اطمینان کم است و داده هایی برای جلب آن یافت نمی شود، یا اندک است و یا در دسترس همگان نیست، تصمیم گیری های افراد با خطاهای بزرگی روبرو می شود، پیامدهای خوبی ندارد و رضایت و رفاه ناشی از عمل تصمیم به میزانی اندک کاهش می یابد و شاید عدم رضایت ها و هزینه های ناشی از یک تصمیم بد به فجایع و تیره روزی هایی نیز منجر شده است.
3. جامعه ی ما در گوشه گوشه ی سیستم ها، نهادها، سازمان ها و گروه هایش با مشکلی بزرگ دست به گریبان شده است. مشکل در نبود اعتماد و گستردگی اتمسفر نااطمینانی خلاصه می شود. البته خلاصه ای که اگر گشوده شود به مثنوی ای بلند خوانده خواهد شد و علت العلل بسیاری از نا هنجاری ها ارزیابی خواهد شد. در چنین فضایی نمی توان امیدی به تصمیمی درست، عقلایی و کاربردی برای حل مسائل و گره گشایی از کار های فروبسته داشت. اگر کسی به دنبال انگیزاندن مردم به تصمیم گیری هایی درست و قابل قبول در امور اجتماعیشان است، ابتدایی ترین کاری که باید صورت گیرد کمک به کاهش نااطمینانی ها، کوتاه کردن دیوار بی اعتمادی ها و به تصویر در آوردن چشم اندازی واقعی و بدون تاریکی و شفاف از آن چه در پیش روی است، خواهد بود. و گرنه چه در تئوری و چه در عمل دلایل مستند و قوی ای برای پشتیبانی از این فرضیه وجود دارد که در شرایط نا اطمینانی، تصمیم گیری درست امکان کمی داشته و ریسک ناشی از تصمیمات نادرست بالا خواهد بود.

هیچ نظری موجود نیست: