۱۳۹۲ آبان ۳۰, پنجشنبه

اگر بخواهیم می توانیم نفسی تازه کنیم!

دیگر فصل خاصی هم نمی شناسد؛ تا چند سال پیش زمستان ها به دامنه ی آلودگی هوای شهرهای بزرگ افزوده می شد، اما این روزها همه ی فصل ها رنگ آلودگی و دود و آلاینده به خود گرفته است و البته در فصل های سرد پاییز و زمستان نفس گیر تر برای شهروندان و پر هیاهوتر برای دستگاه ها و رسانه ها، اما تنها هیاهو. هیاهویی که مانند بسیار هیاهوهای دیگر دستاوردی برای مردمان این سرزمین نداشته و ندارد. 
چرا خود را از در بر گرفتن راه حل های موجود و گوناگون دنیای پر تجربه در برخورد با شکست ها و کمبودهای خود ناکام کرده ایم؟ چرا سال ها مطالعه و پژوهش و تجربه را ندیده می گیریم؟ چرا کارشناس های ما نشانی های اشتباه و به سمت بن بست را به جای آگاهی های واقعی و دانش و داده ی درست به مردمان ارائه می دهند؟ و بسیار چرا های دیگر...
در بسیاری از کشورها و اقتصاد ها، هنگاهی که بهای سوخت و یا سایر در برگیرنده های انرژی مانند گاز طبیعی به بهای بازاری و بدون مداخلات غیر بازاری تعیین شد و افزایش یافت، کمپانی های تولید کننده ی وسایل مصرف کننده ی انرژی -خواه اتومبیل بود، خواه وسایل حرارتی و برودتی- به دنبال دیدگاه افزایش کارایی انرژی و بهره وری، به روزآمد ساختن روش های تولید و به دست آوردن دانش های نوین برای استفاده از تکنولوژی های مدرن برای ساخت دستگاه ها و ماشین های بهینه مصرف روی آوردند. نمونه ای از دستاورد آن ها اتومبیل های کنونی است که در اندازه های شگفت انگیزی کارا به مصرف انرژی می پردازند و امیدهای فراوانی را برای کاهش مصرف سوخت حتی به کمتر از یک لیتر در هر صد کیلومتر در آینده ای نزدیک ایجاد کرده است. 
راه مشخص است. راه کارها نیز. دانش ها موجود و نو شونده. روش های بهینه یابی و بهینه مصرفی در دسترس همگان قرار دارد. آن چه نامشخص است ابهام و تشتت و تزلزل در دانش مدیریتی و تصمیم سازی و تصمیم گیری مدیران و تصمیم سازان و تصمیم گیرندگان ماست. نشانی درستی به مردمان بدهیم. عدم مصرف بهینه ی انرژی در ایران چندان به قیمت آن بستگی ندارد -کمترین دلیل این که از پس از آزادسازی بهای انرژی نیز بار دیگر به بحران مصرف بازگشته ایم- و آن چه نشانی درستی داده نمی شود، عدم کارایی و دانش محور بودن تولیدات در کشورمان است. انحصارهای همه جانبه ی تولیدات صنعتی و استراتژیک در دستان دولت است. سیاست های حمایتی کودکانه و مخل رشد و ارتقای صنعت در اقتصاد ایران است. 
تجربه های ارزشمند جهانی و دانش مدیریتی و تصمیم گیری عقلایی و اقتصادی، اگر با یکدیگر آمیخته شود، مشکل آلودگی های زیست محیطی و آلودگی هوای کلان شهرهای ایران را حل می کند. اگر عزمی جدی، به دور از سیاست زدگی و در بستری علمی و عقلانی وجود داشته باشد، می توان نفسی کشید و سبزی و طراوت را به شهرها و کشورمان بازگرداند. اگر!!!                   

هیچ نظری موجود نیست: