۱۳۹۲ آذر ۳, یکشنبه

تا هنگامی که میز هست، نیازی به تفنگ نخواهد بود

صبح پاییزی سوم آذر ماه یک هزار و سیصد و نود و دو، برای ایرانیان و شاید -و البته با ارزشی کمتر- دیگر مردم دنیا صبحی برای نفس کشیدن با استرس کمتر بود. هنوز کسی نمی داند که آینده با چه رویداد هایی روبرو خواهد بود، اما توافقی که بر سر برنامه ی اتمی ایران پس از نزدیک به دو دهه جنجال و مدیریت بد و از مسیر به در شدگی در ساعت های اولیه ی این روز پاییزی روی داد، کمی از فشارها و استرس های غیر لازم و بی حاصل را برای مردم ایران کاهش داد و کور سویی از امید به تدبیر و مدیریت مبتنی بر دانش و واقعیات روز را در برابر دیدگان ما گشود. 
این توافق و متن و حاشیه ی چندین ساله اش، مانند بسیاری از  گشایش ها در گره های تاریخی، دستاوردهای خوب و گنجینه ای از تجربیات را فرا روی ایران و جهان قرار داد. این که نمی توان در دنیایی که مناسبات و روابط و قوانینش همگان را در چارچوب یک شهر کوچک و یکپارچه و متحد قرار داده، از همگان فاصله داشت. این که گفتگو و تعامل دو سویه و چند سویه در چنین کلیت به هم تنیده و یکی شده ای از ابزارهای کارآمد و بسیار مفید و ضروری است. این که چانه زنی و مذاکره و گفتگو و عقب گرد و پیشروی همزمان و هماره از اصول زیستن در این شهر جهانی شده است. این که شنیدن و دیدن دیگران و گفتن و نگاه کردن به سایر شهروندان این دهکده برای زیستن و بودن امری غیر قابل انکار است و بسیار دستاوردهای دیگر برای ایرانیان مغتنم و قابل برداشت خواهد بود. از سوی دیگر این که قوی تر ها و پر بنیه تر های این دهکده بدانند که جنگ و سیاست های نظامی گری نه تنها آرامش پایدار و قابل تکیه ای را برایشان به بار نمی آورد، بلکه عدم تعادل ها، میل به افراطی گرایی و گروه بندی و رادیکالی شدن را افزایش می دهد. این که حاصل سال ها تفکر پیرامون و مرکزی، قوی و ضعیفی، شمال و جنوبی و خلاصه دید عدم همکاری های رشد دهنده و احترام آمیز، حاصلی جز رشد عقب ماندگی ها و عدم توسعه های فکری و ذهنی نداشته و بسترهای مناسبی را برای رشد و پدیداری نیروهای متمایل به هرج و مرج و آشفتگی در سراسر این شهر کوچک و یکپارچه فراهم آورده است. این که ریشه ی بسیاری از نا آرامی ها و عدم تعادل های منطقه ای و جهانی در نبود رویکردی جهانی برای گفتگوی سازنده و برابر بوده است. 
این دستاوردها برای هر دو طرف این گفتگو های طولانی با نتیجه ای که در صبح سوم آذر و بیست و چهارم نوامبر برای ایران و جهان پدید آمد، راهی نو و بیش از پیش آموزنده را به جهانیان و مردمان این دهکده معرفی نمود: "تا هنگامی که میز هست، نیازی به تفنگ نخواهد بود". تا هنگامی که می توان گفتگوکرد، مذاکره کرد، تعامل کرد، عقب گرد و پیشروی همزمان کرد، بده بستان کرد، معامله کرد و چیزی به دست آورد و چیزی از دست داد و به عبارت روشن تر تا زمانی که می توان با اصول و بدیهیات زندگی، زندگی کرد، نیازی به مجادله و قهر و تهاجم و انحصار گرایی و مرگ و نیستی و سیاهی نخواهد بود. 
دستاوردهای گفتگوهای اتمی ایران و کشورهای شش گانه ی دنیا، فراتر از مسأله ی اتمی ایران و تحریم ها، می تواند افزودن بر تجربه ی موفق گفتگو و همکاری به جای جدال و دشمنی برای تمامی مردمان جهان باشد. تجربه ای که بیش از همیشه دنیای نا متعادل و نا شکیبا و ناروادار این روزها به آن نیاز دارد و شاید این راه تازه آغاز شده از این صبح دل انگیز پاییزی، اگر دقیق تر به آن نظر انداخته شود و اگر پاس داشته شود، بتواند الگو و طرحی نو برای شکافتن سقف ها و کنار زدن موانع و گشودن گره های فرو بسته ی این شهر کوچک جهانی شده باشد. روزهایی برای آن که همه ی شهروندان این جهان، با هم و در کنار هم، آرامش و آسایش بیشتری را تجربه کنند. به امید آن روزها.                              

هیچ نظری موجود نیست: