۱۳۹۱ اردیبهشت ۲۰, چهارشنبه

هیچ غمی با غم دوست برابر نبود

   شورش دوشین ما از می و ساغر نبود
هیچ هوایی به جز وصل تو در سر نبود
داروی بی هوشیم، مایه ی بی جوشیم
ساقی دیگر نداد، مطرب دیگر نبود
نیک و بد کائنات بر محک دل زدیم
هیچ غمی با غم دوست برابر نبود
بوی تو دیوانه ام ساخت مگر هیچ کس
موی معطر نداشت، طره معنبر نبود   
خوب بسی بود لیک هیچ کسی هم چو تو
جان مجسم نداشت روح مصور نبود
داشت امیدی رضی کز تو بسی بر خورد
لیک میسر نگشت آن چه مقدر نبود

رضی آرتیمانی  

هیچ نظری موجود نیست: