انتخابات ریاست جمهوری فرانسه در همین روزها برگزار شد و طبق پیش بینی های بسیاری پیش از شروع و پس از دور نخست، آقای سارکوزی جای خود را به رقیب خود آقای اولاند داد. آن هنگام که نتایج با اختلافی اندک نمایانگر این پیروزی و شکست شد، آن چه بیش از هر چیز می تواند به ما بیاموزد این است که چگونه در یک ساختار سیاسی مبتنی بر دموکراسی و آزادی انتخاب افراد، حتی اگر اختلاف خواسته ها اندک و قابل چشم پوشی باشد، رای اکثریت نقشه ی راه آینده ی سیاسی، اقتصادی و اجتماعی یک کشور و ملت را تعیین می کند. پذیرش شکست، عدم صحبت از دستکاری نتایج، ترجیح منافع عمومی بر منافع گروهی و حزبی و موارد دیگر از این دست نیز از پیام ها و آموزه های این ایده ی دیرپای دموکراسی برای آن هاست که با بدبینی و جزم اندیشی و تنگ نظری به فرایند های آزادی انتخاب و تصمیم گیری خود مردم برای خود می اندیشند.
دموکراسی در معنای واقعی خود به همان گونه که آبراهام لینکلن تعریف نموده است: «حکومت مردم به دست مردم و برای مردم» ، اگر به صورت واقعی و با تمام الزامات و پیش نیازهایش پذیرفته شود، ابزاری پیشرفته برای ثبات سیستم های سیاسی و حکومتی در دنیا خواهد بود. مهمترین لوازم پذیرش دموکراسی را می توان تحمل، صبر، گفتگو، همکاری، اعتقاد به جابجایی قدرت و گردش مدیریت ها، قائل شدن حق انتخاب و آزادی برای افراد، باور به تشخیص اکثریت و بالاتر از همه پذیرش حق اساسی و اولیه ی هر انسان یک رای عنوان نمود. لوازمی که یک شبه به دست نمی آید و با تمرین بسیار زیادی برای ایجاد و نگاهداشت هر یک در یک فرایند برنامه ریزی شده در هر جامعه ای قابل پیگیری و دستیابی خواهد بود. مهمترین چیز اما اراده و خواست یک سیستم سیاسی برای این مهم است و جالب آن که سیستم های سیاسی علاقمند به ماندن و ثبات از انگیزه ی به کارگیری دموکراسی برخوردارند و آن را چون ابزاری گران بها برای رشد و ثبات جوامع خود انتخاب نموده اند، هر چند پاشنه ی رای جمهور مردم برای گروه و حزبی خاص نگردد.

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر