دل های دردمندی هست که به ظاهر همچون سنگ های گورستانی پریده رنگ و خاموش است؛ اما در دل هر یک، دریایی از اشک موج می زند.
پشت هایی هست که به ظاهر خمیده نیست؛ اما در نهان، درزیر بار گران غم و رنجی که از صخره های عظیم سرزمین های کوهستانی سنگین تر است دو تا شده است.
دست هایی است که به ظاهر آرام است؛ اما در باطن به برگ های زرد شده و فرو افتاده ای می ماند که در کوی ها، در مقابل درهای خانه ها بر زمین ریخته اند.
چشم هایی هست که نگاهشان با مهر و فروتنی آمیخته است؛ اما در پس این فروغ تواضع، نومیدی و غمی سخت تر از آن چه دامان و ددان در طوفان های سهمگین تحمل می کنند، نهفته است.
بیچارگانی هستند که دلی از گذشت و محبت آکنده دارند؛ اما روزی نیست که زندگانی، آنان را بیش از روز پیش آماج تیرهای بلا نکند و هر روز باری گران تر بر بار دلشان نگذارد.
امیل ورهارن
شاعر بلژیکی
1916 - 1855
1916 - 1855
برگرفته از «منتخبی از زیباترین شاهکارهای شعر جهان»
انتخاب، ترجمه و نگارش شجاع الدین شفا

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر