۱۳۹۰ مهر ۱۴, پنجشنبه

آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند؛ فیثاغورس - 3

باید اعتراف کرد که بررسی های فیثاغورس بیش از تحقیق هر دانشمند دیگر، در پی ریزی علوم طبیعی اروپا مؤثر واقع شده است. ولی کار او فقط کار علمی نیست، به فلسفه نیز می پردازد. ظاهراً نام «فلسفه» از اوست. می گفت که در جهان هیچ کس «دانشمند» نیست، بلکه کسی که در پی دانش باشد، «دانش دوست» است؛ از این رو امثال خود را «دوستار دانش» (فیلسوف) می خواند. در عصر او، کلمه ی «فیلسوف» و «فیثاغورس» مترادف شدند. 
در فلسفه ی اخلاقی فیثاغورسی، روح بدبینی هندی با روح روشن بینی و خوش بینی افلاطون آمیخته است. هدف زندگی در آیین فیثاغورسی این است که انسان، به نیروی فضیلت، از حلول در ابدان خلاصی یابد*. فضیلت، هماهنگی روح است در درون خود و با خدا. گاهی می توان این هماهنگی را به طور تصنعی به دست آورد؛ از این رو، فیثاغورسیان، مانند کاهنان و پزشکان یونانی، موسیقی را برای علاج امراض عصبی و اعاده ی اعتدال فرد تجویز می کردند. ولی هماهنگی عمیق، از راه فهم حقایق باطنی به دست می آید. این حقایق به انسان فروتنی و اعتدال می بخشند و راه صواب را بدو می نمایند. نقیض هماهنگی عمیق، پریشانی و افراط و گناه است و به شقاوت می انجامد. عدالت واقعیت دارد و هر گناهی، دیر یا زود، کیفر می یابد. کنه فلسفه ی اخلاقی افلاطون و ارسطو از این جا نشأت گرفت.
بر روی هم، فیثاغورس بنیادگذار فلسفه و علوم اروپاست و این خود برای جاویدان ساختن نام او کافی است.

تاریخ تمدن؛ ویل دورانت
جلد دوم: یونان باستان
کتاب دوم؛ تکامل یونان، برگردان پارسی امیرحسین آریان پور، ص 186 تا 189

* اشاره ای است به نظریه ی تناسخ   

هیچ نظری موجود نیست: