۱۳۹۰ مرداد ۲۴, دوشنبه

آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند؛ مهاتما گاندی - 2

موهان داس کارمچاند گاندی (Mohandas Karamchand Gandhi) در 1869 متولد شد. خانواده اش از طبقه ی وایشیه {کشاورزان و سوداگران} بود و به فرقه ی جین تعلق داشت و پایبند اصل آهیمسا (Ahimsa) بود، که همانا هرگز نیازردن موجودات زنده است. پدرش مدیری قابل، اما در امور مالی متخصصی بدعت گذار بود؛ به خاطر درشتیش، مناصبش را یکی بعد از دیگری از دست می داد و تقریباً تمام ثروتش را صرف کارهای خیر کرد و مختصری هم برای خانواده اش گذاشت. مهندس هنوز بچه بود که از دین روی برگردانید، چه از فسق زناکارانه ی برخی خدایان ناخشنود بود؛ و برای آن که این تحقیر ابدی خود را در باب دین نشان دهد، گوشت خورد. قضا را از این گوشت بیمار شد و بار دیگر به سوی دین روی آورد.
در هشت سالگی نامزد گرفت و در دوازده سالگی با کاستوربای (Kasturbai) ازدواج کرد، و این زن در کلیه ی ماجراهای زندگی گاندی -ثروت، فقر، زندان رفتن ها و «برهمه چاریه»- به گاندی وفادار بود. در هجده سالگی در امتحانات ورودی دانشگاه قبول شد و برای تحصیل حقوق به لندن رفت. در سال اول اقامتش در لندن، هشتاد کتاب درباره ی  مسیحیت خواند. «همان بار اولی که "موعظه بر کوهسار" {موعظه ای است از عیسی که ضمن آن اصول مسیحیت را بیان کرده است} را خواندم، درست به دلم نشست». پند نیکی به جای بدی، و محبت -حتی به دشمنان- را بالاترین تجلی هر گونه ایدئالیسم انسانی می دانست؛ و با خود گفت که اگر با این پندها شکست بخورد، بهتر از آن است که بی آن ها پیروز شود.
چون در سال 1891 به هند بازگشت، مدتی در بمبئی وکالت کرد؛ از تعقیب کردن {دعاوی مربوط به} مسئله ی وام خوداری می کرد؛ و همیشه این حق را برای خود محفوظ می داشت که اگر شکایتی را عادلانه نداند، آن را نپذیرد یا از آن دست بکشد. تعقیب یکی از دعاوی، او را به آفریقای جنوبی کشاند؛ در آن جا پی برد که با هموطنان هندویش بسیار بدرفتاری می شود؛ بازگشت به هند را از یاد برد و، بدون هیچ مزدی، خود را یکسره وقف جنبش زدودن ناتوانی های هموطنانش در آفریقا کرد. مدت بیست سال بر سر این مسئله مبارزه کرد، تا آن که حکومت تسلیم شد؛ در این موقع او هم به هند برگشت.
در سراسر هند به سفر پرداخت و برای اولین بار به سیه روزی کامل مردمش پی برد. چون آن پوست و استخوان ها را دید که در مزارع جان می کنند و آن مطرودان پست را دید که فی الواقع نوکری می کردند، دچار وحشت شد. به نظرش چنین رسید که تبعیضاتی که در خارج درباره ی هموطنانش روا می دارند، صرفاً نتیجه ی فقر و انقیاد آنان در داخل کشور است. با این همه، باز در هنگام جنگ {جهانی}، وفادارانه جانب انگلستان را گرفت، حتی از هندوهایی که اصل «عدم خشونت» را نمی پذیرفتند نیز خواست تا به سربازی بروند. او در آن موقع با کسانی که در پی استقلال بودند موافق نبود؛ معتقد بود که حکومت بریتانیا به طور کلی خوب است، اما رفتارش در هند بد است، درست به این دلیل که تمام اصولی را که در خود بریتانیا رعایت می کند، اینجا زیر پا می گذارد، و اگر می شد مردم انگلیس را به وضع هندیان آگاه ساخت، دیری نخواهد گذشت که هند را به برادری کامل در کشورهای مشترک المنافع بپذیرند. او یقین داشت که چون جنگ تمام شود و بریتانیا فداکاری جانی و مالی هند را در راه امپراطوری خود بشناسد، دیگر در اعطای آزادی به او تردید نخواهد کرد. اما در پایان جنگ، جوش و خروش فرمانروایی میهنی با قوانین رولند (Rowland Acts) -که به آزادی بیان و مطبوعات خاتمه می داد- و با استقرار یک هیئت مقننه ی سست بنیاد، اصلاحات مانتگیو-چمزفرد، و سرانجام هم با کشتار امریتسار روبرو شد. گاندی از این اوضاع تکان خورد و به اقدام قاطعی دست زد: نشان هایی را که در موارد گوناگون از دولت های بریتانیا گرفته بود برای نایب السلطنه پس فرستاد و اعلامیه ای برای هندیان صادر کرد که در مقابل حکومت هند به طور فعال به «عدم همکاری آرام» برخیزند. مردم به این ندا با خونریزی و خشونت پاسخ دادند، نه -چنان که گاندی خواسته بود- با مقاومت صلح آمیز. مثلاً در بمبئی 53 نفر از پارسیانی که با آنان همدردی نمی کردند، کشتند. گاندی، که سوگند آهیمسا خورده بود، پیام دیگری فرستاد و در آن از مردم تقاضا کرد چون کار «عدم همکاری آرام» به استقرار حکومت اوباش منجر شده، بهتر آن است که این نهضت به تعویق افتد. در تاریخ کمتر اتفاق افتاده بود که مردی در پیروی از اصول و تحقیر مصلحت و شهرت، تا این حد از خود جسارت نشان داده باشد. ملت از تصمیم او حیرت کرد؛ چه خود را در آستانه ی پیروزی می دید و در این امر «که اهمیت اسباب و وسایل باید همسنگ غایت و هدف باشد» توافق نداشت. لا جرم شهرت مهاتما سخت تنزل کرد. 

تاریخ تمدن؛ ویل دورانت
جلد اول: مشرق زمین گاهواره ی تمدن
کتاب دوم؛ هند و همسایگانش، برگردان پارسی ع. پاشایی، ص 704 تا 706                

هیچ نظری موجود نیست: