۱۳۹۰ شهریور ۶, یکشنبه

آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند؛ کنفوسیوس - 1


کنفوسیوس؛ فیلسوف و رهبر مذهبی چینی
479-551
پیش از میلاد
کونگ چی یو، که شاگردانش او را کونگ فوتزه، یعنی «کونگ استاد» می خواندند، به سال  551 قبل از میلاد، در چوفو، در امارت لو که همان استان شانتونگ کنونی است زاده شد. وی به خانواده ای متعلق بود که هنوز برقرار است و قدیم ترین خانواده ی چینی محسوب می شود. پدرش هفتاد ساله بود و چون فرزند به سه سالگی رسید، پدر درگذشت. او را به مدرسه فرستادند، ولی برای کمک به مادر، به شغلی نیز تن در داد و شاید رخوت یا وقاری که همه ی اوراق کارنامه ی عمر او را در نوردیده است، در همین اوان کودکی بر او دست یافته باشد. با این وصف، در جوانی مجال آن داشت که در تیراندازی و خنیاگری تردست گردد. بر خلاف نیچه، میان فلسفه و ازدواج مخالفتی ندید؛ پس در سن نوزده همسری برگزید و در بیست و سه او را رها کرد و ظاهراً دیگر متأهل نشد. در سال بیست و دوم عمر، کار خود -آموزگاری- را آغاز کرد. خانه ی خود را آموزشگاه گردانید و از شاگردان جز شهریه ی قلیلی که در استطاعت آنان بود، نخواست. برنامه ی درسی او مرکب از تاریخ و شعر و آیین مردم داری بود. می گفت: «شعر، منش انسانی را می سازد، آیین مردمداری، به میانجی آداب در تشریفات، منش را می پرورد و موسیقی منش را کمال می بخشد». همچون سقراط، شاگردان خود را به شیوه ی زبانی درس می داد و چیزی نمی نوشت. از این رو، آن چه از او می دانیم ناشی از گزارش های اعتماد ناپذیر شاگردان اوست. وی که از حمله کردن به فرزانگان دیگر پرهیز می نمود، رد کردن عقاید دیگران را اتلاف عمر می شمرد، با رفتار خود، سرمشقی پسندیده برای فیلسوفان آتی باقی نهاد. در کار تدریس هیچ گونه روش منطقی دقیق به شاگردان نمی آموخت، بلکه به آرامی خطاهای آنان را نشان می داد و از آنان فراست می خواست و هوش آنان را تیز می کرد. می گفت: «به راستی نمی توانم برای کسی که به گفتن "چه فکر کنم؟" معتاد نباشد، کاری کنم».
معلمی کهنه پرست بود و باور داشت که رعایت حدود شاگردی و معلمی ضرور است. تقید به آداب، آرمان او بود. آیین مردم داری آب و نانش بود. کوشید تا لذتجویی غرایز را با خشکی و سختی کشی مشرب خود تعدیل کند. شاگردانش به ما اطمینان می دهند: « چهار چیز بود که استاد از آن ها یکسره بر کنار بود: با تصدیق بلا تصور و تصمیمات نسنجیده ی هوسناکانه و لجاجت و خودخواهی سر و کار نداشت».

تاریخ تمدن؛ ویل دورانت
جلد اول: مشرق زمین گاهواره ی تمدن
کتاب سوم؛ خاور دور، برگردان پارسی امیر حسین آریان پور، ص 735 تا 737              

هیچ نظری موجود نیست: