گر چه در چشم اهل تفرج
حسرت انگیز و خوار است پاییز
آن شنیدم که از روی عبرت:
"عارفان را بهار است پاییز"
در شبستان بستان خاموش
حیرتم از هیاهوی باد است
گوش خاموش مدهوش بستان
پر ز یا حق و یاهوی باد است
از بر و بازوی شاخساران
برگ و بار تعلق فرو ریخت
دار بی برگ و بار درختان
دست در دامن باد آویخت
"مهرگان دفتر اعتبار است
دفتر اعتبار زمانه
در پی هر بهاران خزانی
این چنین است کار زمانه"
مظاهر مصفا

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر