۱۳۹۳ شهریور ۲۸, جمعه

درس هایی از مدارا برای ساکنان جهان

جهان امروزی که در آن زندگی می کنیم، جای بسیار عجیبی است؛ چهار گوشه دارد و در هر گوشه آن لابراتواری عملی از نوع تعاملات انسانی و کنش های اجتماعی که در آن جریان دارد، بر پاست؛ در گوشه ای از آن مردم نمی توانند عقاید و خواسته های یکدیگر را تحمل کنند و سلاح بر دست می گیرند و بر روی یکدیگر آتش می گشایند، در گوشه ای همین تضاد و ناهمخوانی سلایق و عقاید آن ها را به پشت میزهای مذاکره می نشاند و با فنون گفتگو و شنیدن و گفتن به حل و فصل اختلافات خود می پردازند. در گوشه ای خواست های ناهمگون به قضاوت آرای عموم و نظر اکثریت مردمان واگذار می شود و در گوشه ای دیگر با زور و جبر و تانک و هواپیما خواست های ناهمگون به صحنه نبرد و جنگ و خونریزی کشانده می شود. 
با این حال این لابراتوار زنده و پویا، هر چند صحنه هایی نا امید کننده را پس از قرن ها سابقه تمدن و تمرین انسانیت و اخلاق و تکامل آن به چشم های در چشم خانه مات مانده جهانیان می نشاند، هنوز صحنه هایی از نهایت رواداری و مدارا و پایبندی به اخلاق و خواست عموم و احترام به انسان و عقاید و سلایق و اندیشه های گوناگون را نیز به چشم های بهت زده همان چشم خانه ها می نشاند، تا برای همیشه از قرن ها تلاش و پایداری و هزینه ای که انسان برای آزادی و احترام و مدارا داده است، نا امید نشود. 
همه پرسی (رفراندوم) برگزار شده در ساعاتی که گذشت در منطقه اسکاتلند انگلستان، برای تصمیم بر جدایی این اقلیم از کشور مادر و دست یافتن به استقلال، جدای از نتیجه آن و به دور از هیچ گونه قضاوت تخصصی، یکی از همین نمونه ها در گوشه ای از چهار گوشه جهان امروز بوده است. این که در دنیایی که هنوز روسیه با تانک های خود به اوکراین می تازد و بخشی از خاک آن را به خود می چسباند، گروهی مجعول و به دور از هر نوع پایبندی به اصول اخلاقی و انسانی و با دست اندازی خود به ادیان، زشت ترین و نا امید کننده ترین صحنه های این روزهای جامعه انسانی را در عراق خلق می کند، این که در گوشه گوشه این جهان مدرن هنوز بسیاری از افراد و گروه ها و دولت ها با مشت های بسته به دهان مخالفان وکسانی که مانند آن ها نمی اندیشند می کوبند و البته این که در همین جهان در کشوری دولت مرکزی حقی برای مردمان سرزمینش قائل است که اگر اکثریت آن ها می خواهند می توانند سرنوشت سیاسی و اقتصادی و مدنی خود را جدای از سرزمین اصلی پیگیری نموده و خود به کشوری مستقل در کنار سرزمین پیشین به زندگی خود ادامه دهد، تأمل و دوباره اندیشیدن را برای همه مردمان سهیم در جهان امروز، دولت ها، حکومت ها، گروه ها و اقوام آن ضروری می سازد. هر چند این رفتار دولت انگلستان با مردم اسکاتلند در سال های پیش به گونه ای دیگر از دولت کانادا و مردم ایالت فرانسوی زبان کبک در همه پرسی برای استقلال، مسبوق به سابقه بوده است، اما همزمانی این همه پرسی تازه با رویدادهایی که در جهان معاصر و در همین ساعت ها و دقیقه ها در حال وقوع است و نقاط تاریکی از تاریخ زیست انسانی بر روی کره خاکی را به تصویر کشیده است، کور سویی از امید به رفتارهای مسوولانه اربابان قدرت و سیستم های سیاسی در مقابل مردمان خود، پایبندی به اصول اخلاقی و انسانی و تعهد به احترام به خواست مردم و حقوق اساسی آن ها را نیز در برابر دیدگان ما قرار داده است. این نوشته به دور از هر گونه قضاوتی در حوزه تخصصی و ماهیتی این رویداد و تنها به منظور ستایشی از شکل و نوع برخورد روادارانه و متمدنانه ای که در فرایند آن اتفاق افتاد به این رویداد نگاه کرد. رویدادی که می تواند حاوی درسی بزرگ برای زیست بهتر و امیدوارانه انسان ها در چهار گوشه این جهان پر آشوب باشد. زیستی همراه با مدارا و همکاری برای زیستن و زنده بودن و زندگی کردن.                                  

هیچ نظری موجود نیست: