۱۳۹۲ خرداد ۱۴, سه‌شنبه

اقتصاد علم تصمیم گیری؛ پس از دیدن همه ی چیزها

اشتباه دیداری اسکیمو
خوب، حالا فرض کنید که من کارگری استخدام کرده ام تا به ازای یک صد پنج سانتی در مزرعه ی من یک گودال حفر کند. بعد از عقد این قرارداد بین من و آن کارگر، مسوول مالیات سر می رسد و یک صد پنج سانتی از من می گیرد و آن را به وزارت کشور می رساند. پرادخت این مالیات مرا از به جای آوردن تعهدم در آن قرارداد باز می دارد، و قرارداد ما نقض می شود، اما وزیر کشور یک ظرف غذای دیگر به شامش اضافه می کند. 
بر چه اساسی می توانید این هزینه ی مالیاتی را مشوق صنعت ملی کشور بدانید؟ آیا نمی بینید که این فقط یک انتقال ساده ی مصرف و نیروی کار است؟ یک وزیر کابینه غذای خود را مجلل تر کرده است؛ درست است، اما زهکشی آب مزرعه ی یک کشاورز نیز به مشکل برخورده است؛ و این نیز درست است. یک برگزار کننده ی میهمانی در پاریس یک صد پنج سانتی دریافت کرده است، اما یک کارگر حفاری پنج فرانک از دست داده است. همه ی آن چه می توان گفت این است که ضیافت شام رسمی و برگزار کننده ی مهمانی قابل رویت هست و مزرعه ی خشک و کارگر بی کار دیده نمی شوند.
خدای خوبم! اثبات این که در اقتصاد سیاسی دو به علاوه ی دو مساوی چهار است چه اندازه مشکل است و اگر موفق به این کار بشوید هم مردم فریاد سر می دهند که «گوش فرا دادن به مباحثی چنین بدیهی، به غایت خسته کننده است»، اما بعد از این همه نیز رأی خود را چنان به صندوق می اندازند، گویی شما چیزی را به آن ها ثابت نکرده اید. 

فردریک باستیا (Frederic Bastiat)
اقتصاد دان فرانسوی (1850-1801)
برگرفته از کتاب الکترونیک «آن چه دیده می شود و آن چه دیده نمی شود» (What is seen and what is unseen)
موسسه چراغ آزادی (www.cheragheazadi.org)

هیچ نظری موجود نیست: