حضرمی، یکی از علمای آن دوران، در حراج کتاب در قرطبه (Cordova-شهری در جنوب اسپانیا) مردی را دید که درباره ی قیمت کتابی که طالب آن بود پیوسته بالا دست او می زد و از قیمت واقعی کتاب خیلی بالاتر رفت؛ همین که از او توضیح خواست، جواب داد که در کتابخانه ی وی جایی درست به اندازه ی همان کتاب خالی است، و دانشمند محروم افزود: «بله روزی کسانی مثل تو فراوان است، و گردو به کسی می دهند که دندان ندارد».
تاریخ تمدن؛ ویل دورانت
جلد چهارم (بخش اول): عصر ایمان
کتاب دوم؛ تمدن اسلامی
برگردان پارسی ابوالقاسم پاینده، ص 388

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر