۱۳۹۰ اسفند ۴, پنجشنبه

تا ریشه در آب است امید ثمری هست

گر نخل وفا بر ندهد چشم تری هست
تا ریشه در آب است امید ثمری هست
هر چند رسد آیت یأس از در و دیوار
بر بام و در دوست پریشان نظری هست
منکرنشوی گر به غلط دم زنم از عشق
این نشأ مرا گر نبود با دگری هست
آن دل که پریشان شود از ناله ی بلبل
در دامنش آویز که با وی خبری هست
هرگز قدم غم ز دلم دور نبودست
شادیست که او را سر و برگ سفری هست
 تا گفت خموشی به تو راز دل عرفی
دانست که از ناصیه غمازتری هست

عرفی شیرازی

هیچ نظری موجود نیست: