زمانی از عمر می رسد که خاطره ها سر بر می آورند و مانند ناقه ی مجنون، هر چند آهنگ جلو داشته باشیم، ما را به عقب باز می گردانند؛ به دور دور، به دنیایی می برند که گر چه وابسته به ماست، شگفت انگیز و غریبه می نماید. از خود می پرسیم: این من بودم؟ و آن گاه کشیدگی عمر در برابر ما می ایستد، دراز و باریک، مانند سایه های عصر گاه.
روزها، محمد علی اسلامی ندوشن
جلد اول، ص 19

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر