با این فرض که انسان برای رسیدن به اخلاق نیک، محتاج به تکیه گاه فوق طبیعی باشد، باید گفت که جنبه ی اخلاقی دین زردشت عالی تر و شگفت انگیز تر از جنبه ی دینی و الاهی آن است؛ این طرز تصور به زندگی روزانه ی آدمی شرافت و مفهومی می بخشد که از دید قرون وسطایی نسبت به انسان، که او را چون کرم ناتوانی تصور می کرد، یا از دید جاری در این ایام که او را دستگاه مکانیکی متحرک خود به خود تصور می کند، هرگز چنان شرافت و مفهومی برای آدمی فراهم نمی شود. انسان، مطابق تعلیمات مذهب زردشت، همچون پیاده ی صحنه ی شطرنج نیست که در جنگ جهانگیر دائمی بدون اراده ی خود در حرکت باشد، بلکه آزادی اراده دارد، چه اهورامزدا چنان خواسته است که انسان ها شخصیت های مستقلی باشند و با فکر و اندیشه ی خود کار کنند و با کمال آزادی در طریق روشنی، یا در طریق دروغ، گام نهند. چه اهریمن، خود دروغ مجسم و جاندار و هر دروغگو و فریبکار بنده و خدمتگزار وی به شمار می رفت.
تاریخ تمدن؛ ویل دورانت
جلد اول: مشرق زمین گاهواره ی تمدن
کتاب اول؛ خاور نزدیک، برگردان پارسی احمد آرام، ص 427
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر