پر کن پیاله را ،
کاین آب آتشین،
دیریست ره به حال خرابم نمی برد.
این جام ها که از پی هم می شود تهی،
دریای آتش است که ریزم به کام خویش،
گرداب می رباید و آبم نمی برد.
من با سمند سرکش و جادویی شراب
تا بیکران عالم پندار رفته ام:
تا دشت پر ستاره ی اندیشه های گرم
تا مرز نا شناخته ی مرگ و زندگی
تا کوچه باغ خاطره های گریز پا
تا شهر یادها
دیگر شراب هم
جز تا کنار بستر خوابم نمی برد!
هان ای عقاب عشق!
از اوج قله های مه آلود دور دست
پرواز کن به دشت غم انگیز عمر من
آن جا ببر مرا که شرابم نمی برد
آن بی ستاره ام که عقابم نمی برد!
در راه زندگی،
با این همه تلاش و تمنا و تشنگی،
با این که ناله می کشم از دل که: آب! آب!
دیگر فریب هم به سرابم نمی برد.
پر کن پیاله را...!
زنده یاد فریدون مشیری
برنامه ی شماره 77 گلهای تازه اجرای زیبا و جاودانه ای از این ترانه ی یگانه را با آهنگی از فریدون شهبازیان و صدای بی نطیر محمدرضا شجریان در دستگاه ماهور در بر گرفته است. این اثر در سال های پیش زیر نام «جام تهی» در بازار موسیقی ایران نشر یافته است. برای دانلود و شنیدن این برنامه می توانید از لینک زیر استفاده نمایید:

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر