۱۳۹۵ اردیبهشت ۲۸, سه‌شنبه

گر زندگی ام خواهی در من نفسی در دم | من مرده صد ساله تو جان مسیحایی

ای عشق منم از تو سرگشته و سودایی
وندر همه عالم مشهور به شیدایی
در نامه مجنون تا از نام من آغازند
زین بیش اگر بردم سر دفتر دانایی
ای باده فروش من سرمایه جوش من
از توست خروش من من نایم و تو نایی
سرمایه ناز از تو هم اصل نیاز از تو 
هم وامق شیدایی هم دلبر عذرایی
گر زندگیم خواهی در من نفسی در دم
من مرده صد ساله تو جان مسیحایی
اول تو و آخر تو ظاهر تو و باطن تو 
مستور ز هر چشمی در عین هویدایی
تیری ستم اندوزی بر دیده من دوزی
آخر چه جگر سوزی یارب چه دلارایی
پروانه صفت سوزان از شوق فشانم جان
تا گوییم ای جانا تو سوخته مایی

منصور حلاج  

هیچ نظری موجود نیست: