۱۳۹۴ اردیبهشت ۸, سه‌شنبه

شکیبایی، استمرار و پایبندی به آموزه های علمی

یادداشت متفاوتی در فضای اقتصاد ایران و تصمیم قریب  الوقوعی که بسیاری از صاحب نظران، فعالان بازار و عموم مردم این روزها منتظر اعلام آن هستند (منظور کاهش نرخ سود سپرده های بانکی و به تبع آن تسهیلات اعطایی)، دستاویز نوشته ای کوتاه است.
این که نرخ سود بانکی (با ادبیات اقتصاد کلاسیک قیمت پول یا همان نرخ بهره) در اقتصاد ایران بالاست، مانند خیلی عددهای دیگر برای همین اقتصاد مانند نرخ تورم بالا، نرخ بیکاری بالا و نرخ رشد پایین بالا، غیر قابل انکار است. این که بالا بودن هر یک از این نرخ های بیان شده و بسیاری نرخ های دیگر ناشی شده از آن ها به گونه ای مطلق پدیده ای نامطلوب  است نیز پذیرفته شده است. اما آیا اقتصاد و مسائل پیرامونی آن به گونه ای مطلق به پدیده ها می نگرد یا به گونه ای نسبی؟ به بیان دیگر آیا نرخ بهره های بانکی جدای از سایر متغیرهای اقتصاد ایران رفتار می کند و با پایین آوردن آن (فارغ از منازعات تئوریک که اصلاً این مداخلات دستوری خوب است یا نه؟!) اقتصاد به سر منزل مقصود خواهد رسید؟
لینک ابتدای این نوشته تا حدود زیادی حاوی مطالب مورد نظر این نوشته است و به تکرار آن نیازی نیست، اما آیا برای درمان درد ها باید از ریشه شروع کرد و به سطح آمد یا روشی معکوس را طی نمود؟ 
اقتصاد ایران به گونه ای ساختاری و در هم پیچیده دچار مشکلات بزرگی است که بخش قابل توجهی از آن حتی در حوزه تخصصی علم اقتصاد قابل حل و فصل نخواهد بود. سرمایه گذاری، تولید، ایجاد اشتغال و به تبع آن کاهش قیمت ها (حال از هر نوعی که می خواهد باشد: قیمت کالا، خدمت، پول، ارز، دارایی و...) بیش و پیش از آن چه متخصصان اقتصاد در حوزه تئوری ها و مدل های اقتصادی برای آن تعیین تکلیف نمایند، به چشم انداز و انتظارات مثبت، قابل دوام و اتکا نیاز دارد. هنوز چنین مقدماتی مانند همیشه فراهم نیامده است و البته تلاش هایی که امیدهای بسیاری برای به ثمر رسیدن آن وجود دارد و چشم های بسیاری منتظر آن است در حال صورت پذیرفتن است. دولت حسن روحانی تا به این جای کار با انضباط پولی و مالی خود تا حدود بسیار زیادی در توقف رشد انفجاری قیمت ها موفق بوده است و البته هشدارهای اقتصادانان که بر آمده از تئوری های این علم بر مدار عقلانیت استوار است بیانگر این واقعیت است که درمان ریشه ای درد تورم و ثبات بخشی به اقتصاد و وارد نمودن اقتصاد ایران در مدار رشدی قابل دوام و مستمر و با نوسانات اندک نه از کانال این انضباط و قبض پولی که از طریق به جریان انداختن چرخ های سرمایه گذاری و تولید به کما رفته اقتصاد میسر است. 
خوب است تا زمانی که رویدادهای بهتر و قابل قبول تری در اقتصاد ایران روی نداده است، کمی شکیبا باشیم و با استمرار سیاست های موقتی برای کنترل عدم تعادل های اقتصاد، به آموزه های علم اقتصاد پایبند باشیم و بدانیم که اگر ریشه بسیاری از دردها درمان شود، بسیاری از پدیده های نامطلوب سطحی نیز به گونه ای اتوماتیک و بدون هزینه های ناشی از تصمیمات دستوری برطرف خواهند شد. . البته این از ویژگی های خوب علم اقتصاد است و پاداشی است که این علم به کسانی که به آن باور دارند می دهد.                 

هیچ نظری موجود نیست: