۱۳۹۳ اسفند ۲۸, پنجشنبه

فقط خاطره هامون

در مطب پزشک نشسته ام؛ منتظر و کمی نگران. 
پدر پیر و پسرش نظرم را به خود جلب کرده است؛
پدر با حال مریض و با نفسی بریده به پسر گفت:
«چیزی جا نذاشتی؟»
پسر گفت:
«نه، بریم. فقط خاطره هامون!»
درست می گفت...
این روزها چیزهای زیادی جا می گذاریم!

هیچ نظری موجود نیست: