مگر نسیم سحر بوی زلف یار منست
که راحت دل رنجور بی قرار منست
به خواب در نرود چشم بخت من همه عمر
گرش به خواب ببینم که در کنار منست
اگر معاینه بینم که قصد جان دارد
به جان مضایقه با دوستان نه کار منست
حقیقت آن که نه در خورد اوست جان عزیز
ولیک در خور امکان و اقتدار منست
نه اختیار منست این معاملت لیکن
رضای دوست مقدم بر اختیار منست
اگر هزار غمست از جفای او بر دل
هنوز بنده اویم که غمگسار منست
درون خلوت ما غیر در نمی گنجد
برو که هر که نه یار منست بار منست
به لاله زار و گلستان نمی رود دل من
که یاد دوست گلستان و لاله زار منست
ستمگرا دل سعدی بسوخت در طلبت
دلت نسوخت که مسکین امیدوار منست
وگر مراد تو این است بی مرادی من
تفاوتی نکند چون مراد یار منست
سعدی شیرازی
مهر گردون اول اردیبهشت ماه، روز بزرگداشت شاهنشین غرل پارسی سعدی شیرازی را گرامی می دارد.

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر