رضا فرجی دانا، وزیر علوم دولت حسن روحانی در گفته های تازه اش آمار خروج متخصصان و اندیشمندان از کشور در هر سال را نزدیک به 150 هزار نفر اعلام کرده است. پدیده ای که هر چند نوین نیست و درازای چندین دهه ای دارد، اما در سال های گذشته شتاب بیشتری داشته و همان گونه که ایشان گفته اند زمانی این پدیده خود را به شکل بیماری نشان می دهد که این رفتن ها با بازگشتی همراه نبوده است. جالب ترین بخش گفته های فرجی دانا آن جاست که این سرمایه گران سنگ و بی مانند انسانی را پولی کرده و با متر و الگوی قابل درک برای همه اندازه گرفته است: یعنی جامعه ایران سالی نزدیک به 150 میلیون دلار پول از دست می دهد و تازه به نظر این موجودی اولیه ی سرمایه است و جریان سرمایه گذاری خالصی که این موجودی سرمایه در گذر زمان به گونه ای افزایش یابنده می آفریند چندین برابر رقم بیان شده خواهد بود.
روی سخن و پرسش این نوشته فراتر از رضا فرجی داناست -که البته یکی از مدیران شایسته علمی در ایران بوده و رزومه ارزشمندی در دوران ریاست خود بر دانشگاه تهران بر جای گذارده است- و آن این که چرا بمانند و یا چرا بروند و بازگردند؟
در متون اقتصادی مدرن و امروزی و در هنگامه صحبت از مباحث مربوط به سرمایه و سرمایه گذاری، به سرعت از روی سرمایه های کلاسیک مانند: ماشین آلات، زمین و ساختمان ها و موجودی کالاها گذشته و تأکید بسیار زیاد و قابل اندیشیدن بر روی عامل انسانی سرمایه که در ادبیات اقتصادی از آن به عنوان سرمایه انسانی، سرمایه اجتماعی و یا نیروی کار نام می برند، می کنند. به بیان دیگر، مطالعات بسیار در کشورهای گوناگون و با امکانات متفاوت سرمایه ای نشان داده است که از دو عامل سرمایه مادی و انسانی، آن چه در درجه بالای اهمیت قرار دارد عامل سرمایه انسانی بوده و علی رغم نبود سرمایه های کلان و متنوع مادی، به شرط کارآزموده بودن و مدیریت دقیق و درست منابع انسانی، این سرمایه جریانی از سرمایه مادی را نیز تولید و به شکلی فزاینده همراه خود خواهد داشت.
حال به جامعه خود باز می گردیم؛ سرمایه های مادی و امکانات فیزیکی به دلیل مدیریت های نادرست و غیر کارآمد و غیر شفاف، عملکرد مناسب و مطلوبی برای اقتصاد و جامعه ایران به همراه نداشته است و مشکلات فراوانی را نیز در جامعه گسترده و نهادینه کرده است. در چنین حالتی انتظار بارآوری و زایش سرمایه انسانی نه تنها ممکن نبوده است بلکه امری آرمانی نیز خواهد بود.
اقتصاد دانان همواره بازگو کرده اند و فعالان اقتصادی با عمل خود بر گفته آنان محک قبولی زده اند که: "سرمایه جایی می رود که آسان ترین و بیشترین بازدهی را دارد".
پاسخ اینجاست: چرا نروند؟ وقتی آسان ترین و بیشترین بازدهی سرمایه و دانش آن ها در اقلیم های دیگری به دست می آید. این بازدهی را فراتر از جریان پولی و مالی آن ببینید و بخوانید. چرا باز نمی گردند؟ وقتی سرمایه های مادی کشورمان به هدر می رود و بلای جانمان می شود، جایی برای سرمایه انسانی باقی نمی ماند. چه باید کرد؟ باید ساختارها و اندیشه ها و فکرها را پالایش کرد، جور دیگر و بهتری دید و البته عمل کرد و فضا و اقلیم را برای بارآوری و بازدهی سرمایه هایمان در دو شکل مادی و انسانی اش سالم، شفاف و کارآمد کرد. سرمایه انسانی اگر در زمین حاصل خیزی قرار داشته باشد، با خود سرمایه مادی فراوانی را نیز خواهد آورد، افزایشش خواهد داد، پایدارش خواهد کرد و از همه مهمتر اصول و روش های مدیریت نوین و علمی و کارآمد و بهره ور را نیز به ارمغان خواهد آورد. رضا فرجی دانا درست گفته است و کلید حسن روحانی باید قفل این پدیده پارادکسی را باز کند؛ اگر بخواهد و اگر بتواند.

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر