۱۳۹۲ مهر ۱۶, سه‌شنبه

تو رو می خواد... تو رومی خواد... چی بگم؟! *






















چی بگم؟
وقتی که این دیوونه دل بونه می گیره؛
تو رو می خواد...
تو رو می خواد...
چی بگم؟!

چی بگم؟
وقتی که سر می زنه بر دیوار سینه؛
تو رو می خواد...
تو رو می خواد...
چی بگم؟!

چی بگم؟
وقتی که این خون شده از دست تو،
هر شب تا سحر:
فکر تو و ذکر تو، سودای تو داره؛
تو رو می خواد...
تو رو می خواد...
چی بگم؟!

صبح تا شب پشت گوشش،
قصه ی جور و ستم و ظلم تو می گم.
قصه آخر نرسیده؛
تو رو می خواد...
تو رو می خواد...
تو رو می خواد...
چی بگم؟!!

یک شب از بس سخن عشق تو گفت؛
بیرون آوردمش از سینه، 
گذاشتم زیر پام.
زیر پام زمزمه ی نام تو می کرد،
و بهم گفت:
تو رو می خواد...
تو رو می خواد...
چی بگم؟!
  
تو که این فتنه به پا کردی،
و این دیوونه دل رو اسیر درد و بلا؛ 
می شه با من،
تو بگی با دل من:
من چی بگم؟!!!

* ترانه ای زیبا بر روی کلامی زیباتر، که بانو مرضیه آن را با صدای دلنشین خود خوانده است. نام ترانه سرای این اثر در جستجوها به دست نیامد و برخی آن را منسوب به زنده یاد تورج نگهبان دانسته اند. برای شنیدن و دانلود این اثر می توایند از لینک زیر استفاده نمایید:
گنجینه ی موسیقی ایرانی - تک آهنگ ها  

هیچ نظری موجود نیست: