۱۳۹۲ مهر ۴, پنجشنبه

زندگی فرایند است؛ در هر دو سوی خوب و بدش

این که آدم ها در شرایط سخت و دشوار زودتر شکیبایی خود را از دست می دهند و می خواهند هر چه زودتر از شرایط بدی که در آن به سر می برند رها شده و به شرایط بهتر برسند، امری غیر قابل بحث است و هر یک از ما در زندگی فردی و اجتماعی خود بارها با چنین شرایطی روبرو شده ایم. اما چیزی که در این زمان ها از نظر بسیاری از ما آدم ها دور می ماند این است که زندگی و جریانات و مسائل همراه آن مفهومی آغشته به زمان بوده و در طول دوره هایی کوتاه یا بلند از استهلاک زمان به وجود می آیند و نیز برطرف می شوند. به بیان دیگر این که ناشکیبایی ناشی از خستگی و فرسودگی زندگی در شرایط سخت ما را به داوری ها و تحلیل های شتاب زده و به دور از کاربست دقیق عقل و منطق در آن ها وا دارد، فرصت اندیشیدن و امیدواری و شکیبایی برای رسیدن به شرایط بهتر را نیز با چالش روبرو می کند. همان گونه که رسیدن و قرار گرفتن در شرایط نامطلوب دستاورد صرف زمان و گذر دوره ای از آن بوده است و یک شبه روی نداده است، برون رفت از تاریکی ها و نامطلوب ها به سمت روشنایی و مطلوب نیز با گذر زمان، شکیبایی، امید و اندیشه ممکن خواهد بود. از نظر دور نداریم که زندگی مفهومی زمان بر است و به همین جهت واژه ای فرایندی دانسته می شود و هر یک از دو سمت بدی و خوبی آن و حرکت به سمت دیگری نیز در گذر زمان روی خواهد داد. کمی فرصت بدهیم تا از روزهای بد به روزهای بهتر گذر کنیم و داوری خود را بر اساس مفهوم فرایند بودن زندگی استوار کنیم.

هیچ نظری موجود نیست: