۱۳۹۲ مرداد ۲۲, سه‌شنبه

تغییر نیاز زندگی انسان است، آن را بپذیریم!

چرا تغییر را نمی پذیریم؟ حال آن که یک انسان -راه دور نرویم، نمونه اش خودمان- از بدو آفرینش و پیدایش و آن هنگام که در بدن مادرش پذیرایی می شود، به لحاظ زیستی و روحی تغییر و تحول را می آغازد. چرا جامعه ی ما راه را برای تغییر انسان ها و پذیرش انسان ها با تغییراتشان در سیر زندگانی و دوره ی حیاتشان بسته است؟ چرا نمی توانیم یک فرد را امروز و با ویژگی های کنونی اش تحلیل و ارزیابی کنیم و با او ارتباط برقرار کنیم و پافشاری عجیب و خارج از منطقی برای مرور گذشته و ویژگی های دیروزش و ارزشیابی امروزش با ویژگی های دیروزش داریم؟ 
اگر بپذیریم که ما انسان ها موجودات زنده و پویا و ثانیه به ثانیه در حال تغییر و تحول درونی و بیرونی و زیستی و روحی و عاطفی و فکری هستیم و ابتدا به تحلیل دم دست ترین انسان، که خود ما هستیم، بپردازیم و امروز خود را بر اساس همین مؤلفه ها با روزهای سپری شده مقایسه نماییم، به راحتی خواهیم دید که این تغییر لازمه و نیاز یک زندگی پویای انسانی است و هر یک از ما با چنین تغییراتی در رویکردها، روش ها، مشی ها، اندیشه ها و رفتارها روبرو بوده ایم. انسان ها با گذر زمان و به دلیل پویایی زندگی و جامعه و ذات خود، در ارتباط با سیستم های گوناگون اجتماعی که از آن عبور می کنند، اطلاعات و داده های گوناگون و متنوعی را از آن ها گرفته و در اختیار آن ها می گذارند و دستاورد چنین تعاملی و ارتباط متقابلی، خواه ناخواه تغییر روش ها و رویکردها و رفتارها خواهد بود. ذهن منعطف و غیر سختی که راه را بر دانسته های افزون نبسته و بر داشته های خود با تعصب و مطلق گرایی پافشاری نمی کند، در برخورد با داده های تازه و تولید سوالات و فرضیات جدید راه پاسخگویی و باز تولید اندیشه ها و بازیابی و حک و اصلاح آن ها می جوید و نتیجه ی چنین فرایندی دستیابی به نتایجی تازه خواهد بود. این اتفاقی است که یک انسان بارها و بارها  در دوره ی زندگانی خود با آن روبرو می شود. این نوشته به دنبال داوری ارزشی و خوب و بد بودن آن نیست و تنها می خواهد بگوید که این تغییر نیاز زندگی انسانی است و راه بر اصل آن نباید بسته باشد و باید مورد پذیرش جامعه قرار گیرد و دستاویزی برای برخوردهای نامطلوب و ارزشیابی های صفر و صدی و یا همه و یا هیچ برای ما نشود. جامعه موجودی زنده است، انسان که واحد سازنده ی آن است موجودی زنده است، هر دو پویا هستند و متغیر زمان بر آن اثر گذار است و ناگزیر در حال تغییر و نو به نویی و دگرگونی. آن را بپذیریم، راه پویایی بپیماییم و سخنی تازه بگوییم تا دو جهان تازه شود!                       

هیچ نظری موجود نیست: