همین حالا که این متن نوشته می شود، یکی دیگر از آزمون های عملی در سیستم های سیاسی و دنیای جهانی شده در حال رویداد است: مصر پس از یک سال از به قدرت رسیدن محمد مرسی در آستانه ی یک رویارویی دوباره ی مردم و دولت قرار دارد و این همه را می توان این گونه ارزیابی کرد که اگر و تنها اگر مرسی در یک سال گذشته و در فرایندی که از انتخابات کم رمق شروع شد و با اعتراضات و فریادهایی برای رساندن صدای همه ی آن ها که مخالف چنین فرایند و تدبیری برای اداره ی امور کشور بودند ادامه یافت، کمی شنوایی و بینایی هزینه ساخته بود و خواست همه ی مردم را، و نه تنها آن ها که رأی او را ساخته بودند، در اداره ی امور کشور و راهبری خود در نظر گرفته بود، شاید مسیر این ساعت های مصر مسیری دیگر بود. در این نوشته ی کوتاه قصدی برای تحلیل سیاسی و موشکافانه ی این رویداد وجود ندارد و تنها تلنگری برای حکمرانان و رهبران سیاسی سراسر جهان را در آن می توان یافت و آن این که دموکراسی یک فرایند است و هر چند با انتخابات و رأی گیری آغاز می شود و نمادی برای آن شناخته می شود، مهمتر از آن، رفتار و روش حکمرانی پس از این نماد و دیدن همه ی مردم یک جامعه در تصمیم گیری ها و تصمیم سازی ها خواهد بود. به بیان دیگر هیچ اکثریتی در یک جامعه بالاتر از همه ی افراد آن جامعه نخواهد بود و هر تصمیمی که مازاد رفاه اجتماعی، اقتصادی و سیاسی این اکثریت را به بیشینه ی خود برساند در راستای آموزه ی دمکراسی خواهد بود و چنین جامعه ای نه تنها با بی ثباتی های سیاسی، اقتصادی و اجتماعی روبرو نمی شود، بلکه از پشتوانه ی اکثریت و همه ی افراد آن جامعه نیز در پیشبرد امور برخوردار خواهد شد. راه سخت دمکراسی همین است و سیاستمداری پیروز است که آموزه ی زرین این رهیافت پر ارزش بشری را به درستی دریافته باشد: همه را ببین!

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر