۱۳۹۲ اردیبهشت ۱, یکشنبه

نظاره ی چمن اردیبهشت خوش باشد | که بر درخت زند باد نو بهار افشان *

شکر به شکر نهم در دهان مژده دهان
اگر تو باز بر آری حدیث من به دهان
بعید نیست که گر تو به عهد باز آیی
به عید وصل تو من خویشتن کنم قربان
تو آن نه ای که چو غایب شوی ز دل بروی
تفاوتی نکند قرب دل به بعد مکان
قرار یک نفسم بی تو دست می ندهد
هم احتمال جفا به که صبر بر هجران
محب صادق اگر صاحبش به تیر زند
محبتش نگذارد که بر کند پیکان
وصال دوست به جان گر میسرت گردد 
بخر که دیر به دست اوفتد چنین ارزان
کدام روز دگر جان به کار باز آید
که جان فشان نکنی روز وصل بر جانان؟
شکایت از دل سنگین یار نتوان کرد
که خویشتن زده ایم آبگینه بر سندان
ز دست دوست بنالیدن آمدی سعدی
تو قدر دوست ندانی که دوست داری جان
گر آن بدیع صفت خویشتن به ما ندهد
بیار ساقی و ما را ز خویشتن بستان
زمان باد بهار است داد عیش بده
که دور عمر چنان می رود که برق ایمان
چگونه پیر جوانی و جاهلی نکند
در این قضیه که گردد جهان پیر جوان
نظاره ی چمن اردیبهشت خوش باشد
که بر درخت زند باد نوبهار افشان
مهندسان طبیعت ز جامه خانه ی غیب
هزار حله بر آرند مختلف الوان
ز کارگاه قضا در درخت پوشانند
قبای سبز که تاراج کرده بود خزان
به کلبه ی چمن از رنگ و بوی باز کنند
هزار طبله ی عطار و تخت بازرگان
بهار میوه چو مولود ناز پرور دوست
که تا بلوغ دهان بر نگیرد از پستان
نه آفتاب مضرت کند نه سایه گزند
که هر چهار به هم متفق شدند ارکان
اوان منقل آتش گذشت و خانه ی گرم
زمان برکه ی آبست و صفه ی ایوان
بساط لهو بینداز و برگ عیش بنه
به زیر سایه ی رز بر کنار شادروان
تو گر به رقص نیایی شگفت جانوری
ازین هوا که درخت آمدست در جولان
ز بانگ مشغله ی بلبلان عاشق مست
شکوفه جامه دریدست و سرو سر گردان
خجل شوند کنون دختران مصر چمن
که گل ز خار بر آید چو یوسف از زندان

سعدی شیرازی

* بر گرفته از قصیده ای از سعدی شیرازی، که پاره ای از آن به بهانه ی اول اردیبهشت ماه، روز بزرگداشت و نکوداشت این دردانه ی چکامه ی پارسی در پیش آمد. مهر گردون این روز و نام را گرامی می دارد.      

هیچ نظری موجود نیست: