۱۳۹۲ فروردین ۱۳, سه‌شنبه

نام هایی به گستره ی جهان، آموزه هایی برای همیشه ی تاریخ

یک انسان در بازه ی کوتاه زندگی خود باید بختیار باشد که انسان های بزرگ و مردان و زنان راستین را ببیند و از آن ها بیاموزد و واژه ی پر از راز و پیچیدگی «انسان» را برای خود معنی کند و دل به زندگی و سختی ها و ناهمواری هایش بدهد. نسل ما هر چند بزرگ مردانی چون مهاتما گاندی و مارتین لوتر کینگ و محمد مصدق و تقی خان امیر کبیر را که هر یک در راه برافراشتن کشور خود و مردمان سرزمین خود نقش های ماندگار و پر کششی بر پرده ی دنیا زدند را ندید و تنها خواند و شنید و آفرین و درودی حواله شان کرد و ستودشان، اما اینک و در آغازین سال های هزاره ی سوم و هنگامی که هنوز بسیاری از کشورها و مردمان آن ها راه بهتر زیستن را می جویند و آرزو می کنند و شاید گاهی جنبشی و تکانی برای دستیابی به آن را می آغازند و یا امیدوارانه ادامه می دهند و می پویند و یا نا امید و سرگردان و سرخورده فسرده می شوند و از پای می نشینند، مردی را در کنار خود می بینند که به نمایه های پزشکی و انسانی شاید روزهای آخرین زندگی این جهانی خود را سپری می کند. نلسون ماندلا نیازی به شناسانده شدن و بزرگنمایی برای مردمان امروزی جهان ندارد؛ چیزی نزدیک به یک سده در دنیا زیسته است، برای آمال و اندیشه هایش ایستاده است و تاوان داده است و از همه بارزتر، به آن ها که در این صد سال زندگی زیبا و جاودانش آمده اند و رفته اند آموخته است که یک اندیشه و آرزوی بزرگ اجتماعی، به درازای یک سده نیاز به ایستادن و هزینه کردن دارد و تغییر و گونه گونی یک شبه به شریان هیچ کشور و مردمانش تزریق نشده است. او به ما که بسیار خوش شانس بوده ایم که این انسان بزرگ را دیده ایم و در جریان مبارزات و اندیشه ی جانبخش و جهانگیرش قرار گرفته ایم، آموخته است که باید چنان زیست و ایستاد که تا سال ها و سده ها و هزاره ها جاودانه بود و همچنان زیست، هر چند خود قسمت چندانی از برقرار شدن آرزوهایمان نداشته باشیم. نلسون ماندلا را می ستایم. برای او که نامش به گستره ی یک دنیا و در روزهای پیش و پس تاریخ جاودانه است و همواره زنده، آرزوی تندرستی دارم و چه اندازه خوب است که او را هم در کنار همه ی این انسان ها و روزهای گذران کرده در دنیا دیده ام تا شاید واژه ی «انسان» و «زندگی» معنای خود را برایم از دست ندهد.

هیچ نظری موجود نیست: