۱۳۹۱ مرداد ۴, چهارشنبه

آیا من علوم انسانی خوانده ای موفقم؟؛ گفتارهایی برای آن ها که به ستاره شدن می اندیشند!

گام دوم: برگشت ناپذیری یک تصمیم اجتماعی 

شاید از حدود دو سال پیش که اولین شماره ی این مطلب در مهر گردون نوشته شد، تا به امروز اتفاقات بسیار زیاد و رنگارنگی در جامعه ی ایران روی داده باشد که ضرورت به کار گیری متخصصان و اندیشمندان ماهر و ورزیده در دانش های گوناگون و ریز شونده ی علوم انسانی در دنیای کنونی را برای ما بیش از پیش نمایان می سازد. این ضرورت، دیر یا زود و به هنگام تصمیم واقعی و به دور از شعار زدگی برای عزیمت به سمت جامعه ای رشد یابنده و توسعه یافته مورد توجه ما قرار خواهد گرفت. تا آن هنگام، ضرورت تبیین و واکاوی بیشتر اهمیت و حساسیت های این شاخه از علوم و دانش های بشری در روبرو شدن با پدیده های اجتماعی یک جامعه و شیوه های تحلیل و ارائه ی راه حل با کمترین خطا برای آن ها از اولویت زیادی برخوردار است. در شماره ی پبشین که البته با تأخیر بسیار زیادی تا امروز به آن پرداخته شد، به این نکته اشاره شد که علوم اجتماعی بر خلاف سایر شاخه های علم، آزمایشگاهی در مقیاس یک جامعه در اختیار دارد که البته به همین دلیل نیز شرایط تجزیه و تحلیل ارائه ی راه حل ها را بسیار دشوار و حساس می سازد. به عبارت روشن تر، شما هنگامی که به عنوان یک مهندس سازه در حال برنامه ریزی برای اجرای یک پل هستید، قبل از اجرا، امکان مشابه سازی های کامپیوتری و بررسی مقاومت و پایایی بتن مورد استفاده در آزمایشگاه های مقاومت مصالح را در پیش خود دارید. یا هنگامی که شما در مقام یک پزشک جراح، تشخیص جراحی عضوی خاص برای بیماری را داده اید، امکان بررسی های نمونه برداری، عکس برداری ها به شیوه ها و تکنولوژی های گوناگون و غیره را تا پیش از شکافتن بدن بیمار برای خود در نظر می گیرید. این امکان تجربه ی پیش از اجرا که در بسیاری از شاخه های علوم در اختیار متخصصین قرار دارد، شوربختانه گزینه ای بدون انتخاب برای متخصصین حوزه های گوناگون دانش های اجتماعی و انسانی است؛ متخصص علوم انسانی یک آزمایشگاه در اختیار دارد و آن هم به مقیاس یک جامعه ی واقعی و تمام عیار با تمام پویایی و حرکت ثانیه به ثانیه اش است. اما این مسأله چه علامتی برای ما می فرستد؟ تمام آن چه یک متخصص علوم انسانی باید بداند این است که به دلیل همین عدم دسترسی به آزمایشگاه های مصنوعی و امکانات شبیه سازی لابراتواری، هر تصمیمی که برای روبرو شدن با یک پدیده ی اجتماعی در حکم یک راه حل اتخاذ گردد، به مجرد عملیاتی شدن، تمام نتایج خود را به گونه ای مستقیم به جامعه و بخش های مورد نظر و حتی سایر بخش ها منتقل ساخته و متخصص علوم انسانی توانایی برگشت و عزیمت به نقطه ی پیش از عملیاتی شدن راه حل را در اندازه ای زیاد و حتی شاید به گونه ای کامل از دست داده است. 
واژه ی "برگشت ناپذیری" (Non-reversible) یکی از مفاهیم بسیار حیاتی و نیازمند به فهمیده شدن برای یک متخصص و کاربر علوم انسانی در هنگامی است که او مبادرت به تصمیم سازی و ارائه ی راه حل های سیاستی برای درمان پدیده های نامطلوب عارض شده بر سیستم های اجتماعی یک جامعه می نماید. به بیان دیگر اگر یک متخصص علوم انسانی به دنبال ارائه ی راه حل های مناسب در برخورد با چنین پدیده هایی است، هر چقدر راه حل های او از پایه های مستحکم تری از مطالعات تجربی و کاربردی برخوردار بوده و با ضرایب خطای پایین تری برازش شده باشد، نمایان گر زبردست تر بودن و کارآزموده بودن او خواهد بود و بیان کننده ی این نکته است که او به برگشت ناپذیری تصمیم های اجتماعی وقوف کامل داشته و به همین دلیل به  ارائه ی راه حل هایی با کمترین خطا و مبتنی بر مطالعات گسترده و همه جانبه تخصص خود دست یازیده است.
مثال برای عدم توجه به شرط برگشت ناپذیری یک تصمیم اجتماعی در روبرو شدن در پدیده های نامطلوب اجتماعی جامعه ی ایران در سالیان اخیر به اندازه ای زیاد و در دست است که بیان آن ها البته فایده ی چندانی نیز نخواهد داشت. یک مورد کلی که در عین حال در برگیرنده ی موارد جزیی تر بسیاری خواهد بود، اجرای طرح آزاد سازی قیمت ها در اقتصاد ایران بوده است که شرایط میدانی پس از اجرا به سادگی می تواند برای ما بازگو کند که به چه دلیل یک تصمیم اجتماعی برگشت پذیر نبوده و پیامد های به وجود آمده، هر چند به دلخواه و در راستای آمال و آرزوهای ما نبوده باشد، به سادگی قابل ترمیم و برگشت به نقطه ی قیل از عزیمت و حتی نقطه ای نزدیک به آن نخواهد بود.
پس اگر به این می اندیشید که در جرگه ی علوم انسانی خوانده هایی باشید که ستارگان رشته های خود خواهند بود و تصمیماتشان با کمترین خطا به هدف برخورد خواهد کرد، "شرط برگشت ناپذیری یک تصمیم اجتماعی" را همواره با خود مرور کنید، به آن بیندیشید، در تصمیمات خود به آن بارها و بارها برگردید و آن گاه وارد عمل شوید. موفقیت دور نخواهد بود.

هیچ نظری موجود نیست: