۱۳۹۱ تیر ۱۵, پنجشنبه

عالم و هر چه در او هست ببر از یادت | لیک دل دادن و عاشق شدن از یاد مبر


















عشق من خاطره ی عشق من از یاد مبر
یادم ای شاخه گل نسترن از یاد مبر
آن گل یاس سپیدی که به دستم دادی
ای گل یاس سپید چمن از یاد مبر
خاطرات خوش این عشق جنون آسا را
مبر ای بوی خوش یاسمن از یاد مبر
چون ببوسد لب مهتاب گل روی تو را
بوسه ام ای گل مهتاب تن از یاد مبر 
چون پر نرم نسیمی بنوازد رویت
نغمه ی نرم غزل های من از یاد مبر
یاد باد آن که مرا یار عزیزت خواندی
یاد این یار عزیز کهن از یاد مبر
از غمت سوخته ام با ستمت ساخته ام
این همه سوختن و ساختن از یاد مبر
عالم و هر چه در او هست ببر از یادت
لیک دل دادن و عاشق شدن از یاد مبر

زنده یاد خسرو فرشیدورد

هیچ نظری موجود نیست: