۱۳۹۱ اردیبهشت ۲۸, پنجشنبه

مانده در حاشیه، وامانده از متن

زندگی حرفه ای ما ایرانی ها، بیشتر از آن چه صرف پیشرفت در کار و بهبود شرایط و روندهای آن شود، صرف حواشی و مسائل غیر حرفه ای و زاید پیرامون آن می شود. به قول معمول: «حاشیه ی آن پر رنگ تر از متن است». شاید یکی از دلایل اصلی عدم کارایی و نبود ارزش افزوده ی چشمگیر در محیط های کاری جامعه مان هم در همین پر رنگی حاشیه و کم رنگی متن باشد. نیرو، انرژی، فکر، خلاقیت و توانایی ای که باید صرف بهتر انجام شدن کار، بهبود شیوه های موجود، ابداع شیوه های نوین و افزایش بازدهی شود، به دلایل واهی و وجود موانع بیهوده که برای ما ایجاد شده است، صرف از بین بردن آن ها می شود و پس از یک روز کاری، بیشتر از این که خسته از کار و تلاش روزانه باشیم، خسته و شکسته از تلاشی هستیم که برای رفع موانع و گرفتاری های غیر حرفه ای انجام داده ایم و تازه شاید نتیجه ی چندان دلخواهی نیز نگرفته ایم. تکرار هر روزه ی این داستان و ادامه ی این شیوه ی نادرست، انگیزه ی انجام کار، خلاقیت، جدیت و پشتکار را آهسته، آهسته از ما خواهد گرفت و آن چه امروز در جامعه ی خود مشاهده می کنیم شاید بخشی از آثار منفی این برتری حاشیه بر متن در زندگی حرفه ای ما ارزیابی شود. کمی به همین امروز در محیط کار خود با دقت بنگرید: شاید توانستید مثالی برای این خستگی ناشی از حاشیه و واماندگی از متن را برای خود بیابید.                     

هیچ نظری موجود نیست: