۱۳۹۱ اردیبهشت ۲۶, سه‌شنبه

بترس از خدا و میازار کس | ره رستگاری همین است و بس *

بسا رنج ها کز جهان دیده اند
ز بهر بزرگی پسندیده اند
سرانجام بستر جز از خاک نیست
ازو بهره زهرست و تریاک نیست
چو دانی که ایدر نمانی دراز
به تارک چرا بر نهی تاج آز
همان آز را زیر خاک آوری
سرش را سر اندر مغاک آوری
تو را زین جهان شادمانی بس است
کجا رنج تو بهر دیگر کس ست
تو رنجی و آسان دگر کس خورد
سوی گور و تابوت تو ننگرد
بر او نیز شادی سر آید همی
سرش زیر گرد اندر آید همی
    ز روز گذر کردن اندیشه کن
پرستیدن دادگر پیشه کن
بترس از خدا و میازار کس
ره رستگاری همین است و بس
کنون ای خردمند بیدار دل
مشو در گمان پای درکش ز گل
تو را کردگارست پروردگار
تویی بنده و کرده ی کردگار
چو گردن به اندیشه زیر آوری
ز هستی مکن پرسش و داوری
نشاید خور و خواب با آن نشست
که خستو نباشد به یزدان که هست
دلش کور باشد سرش بی خرد
 خردمندش از مردمان نشمرد
ز هستی نشانست بر آب و خاک
ز دانش منش را مکن در مغاک
توانا و دانا و دارنده اوست
خرد را و جان را نگارنده اوست

فردوسی طوسی
بخشی از «داستان سیاوش» شاهنامه

* مهر گردون بیست و پنجم اردیبهشت ماه، روز بزرگداشت حماسه سرای گران سنگ ایران زمین "ابوالقاسم فردوسی" را گرامی می دارد.     

هیچ نظری موجود نیست: