پیر بارتلمی، کشیشی اهل مارسی، برای آن که قوت قلبی به سپاهیان صلیبی داده باشد، نیزه ای را به دست گرفته، مدعی شد که این همان نیزه ای است که با آن پهلوی عیسی را دریده اند. مسیحیان هنگامی که رو به میدان جنگ نهادند، این نیزه را همچون علم مقدسی بر بالای سر خود حمل کردند، و سه نفر شهسوار که جامه ی سفید بر تن داشتند به اشاره ی آدیمار نماینده ی پاپ ناگهان از پشت تپه ها ظاهر شدند، و نماینده ی پاپ مدعی شد که این سه نفر قدیس موریس، قدیس تئودور و قدیس جورج شهدای راه دینند. صلیبیون، که از دیدن این علایم غیبی الهام گرفته بودند، اینک متحداً به سرکردگی بوهموند به پیروزی قاطعی نابل آمدند. پیر بارتلمی، که متهم به ارتکاب یک تزویر مذهبی شده بود، پیشنهاد کرد که حاضر است برای اثبات صدق گفتار خویش از میان آتش عبور کند. وی رنج گذشتن از میان تل هیمه ای سوزان را بر خود هموار ساخت؛ ظاهراً وی سالم از میان آتش بیرون آمد، لکن روز بعد بر اثر سوختگی و فشار قلب جان سپرد. پس از این واقعه نیزه ی مقدس را از میان علم های لشکریان صلیبی برداشتند.تاریخ تمدن؛ ویل دورانت
جلد چهارم (بخش دوم): عصر ایمان
کتاب پنجم؛ اوج مسیحیت، برگردان پارسی ابوالقاسم طاهری، ص 791
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر